سایت بلوط: او گام های بسیاری برداشته تا شاعرتر از پیش باشد. این را بند بند شعرش به هر مخاطبی می گوید. نیاز نیست جار بزند تا بودنش را همگان بدانند. کتاب های آخر این شاعر سرپل ذهابی جزو جدی ترین برگ های شعر این دیار تاریخی است. همین دو شعر تازه هم بی هیچ حاشیه ای خودِ متنِ واقعیت های شاعرانهی دکتر علی الفتی است که با هم می خوانیم:
سایت بلوط: شعر (هر چند آهسته و اندک)همیشه هست. مثل چشمه ، مثل نور! رها رها رها تر از هر چیزی که ما امروزیان به نام نان یا هر آن چه غیر...! درگیرِ آنیم. دو شعر از یک شاعر پیش روی شماست. جدا از تریبون های شعاری که تنها نامی از شعر و پوسته ای بی روح را یدک می کشند، او گام های بسیاری برداشته تا شاعرتر از پیش باشد. این را بند بند شعرش به هر مخاطبی می گوید. نیاز نیست جار بزند تا بودنش را همگان بدانند. کتاب های آخر این شاعر سرپل ذهابی جزو جدی ترین برگ های شعر این دیار تاریخی است. همین دو شعر تازه هم بی هیچ حاشیه ای خودِ متنِ واقعیت های شاعرانهی دکتر علی الفتی است که با هم می خوانیم:
اسب های رفته ات
کمتر به واقعیت این گلها بپیچ
وقتی که از برگهایشان پایین می آیی
شهیه آرامی می شنوی،
آن ها خشم خود را بربنفشه ای کج
فرو می آورند.
برای آمده گان از پیازهای مقدس
وسنگ هایی که تازه صید کرده ایم
عصرانه ای فراهم می کنیم
برای آبروهای رفته مان
چند تار از موهای مجعد تو بر روی دیس می چینیم
دست برشانه ی شکسته گل ها میگذاریم
بابت اتفاقات رخ نداده تاسفی پیشاپیش می خوریم
تومرا به سگهایت معرفی می کنی
به هم لبخند می زنیم
برفی که خودش را دایی سگ ها معرفی کرد
پشت پنجره می رود
و از باریدن روزهای جوانی اش
درسوگ توسخن به میان میآورد
اومرا به طویله ای دعوت میکند
که اسب های رفته ات را
در آخرین شب پناه داده بود
کمی گریه میکنیم
بوی نفتالین می دهی،
کنیزان شیفت صبح
دم نوشی از قرن سوم هجری برایمان می آورند
اکنون پس از آن همه سال می دانم
چشمان تو
از دلگیرترین نواحی جهان بودند
بندری نمناک
که بار ادویه برای سومریان
از آن جا نمی رفت.
شباهت خانوادگی
به می ماندت سوگند ای شبیه!
هر از گاهی غروبت در لیوانم می افتد
تشنه ای زرد ، در آهویی می شوم
که می ماندت را در آب کشیده است
آب، قد بلندی داشت شبیه مرحوم ِدرخت
به پیش از ابداعات و اختراعات
که بوسیدن تنها مکاشفهی بشر بود
و لبخند اولین بریدهگی بی درد
برای نجات دهان در جهانِ آخَرَت.
پذیرفته می شود این درد
که خوابِ می ماندت را در آغوش کشیده است.
این باد مرگ دسته جمعی من است
در زلزله ای که بازمانده نداشت تا قطران ام کند
سگ وار نگاهم می کنند رواقیان مرتب ام
کی می شود ای گل زعفران وحشی ام!
اپیکور از درد مثانه به خود ببالد
مشتی چای خشک بر کاغذ سیگار بپیچد
گوشه لب ات قیامتی به پا کند، آتش به جانت بزند
اما ای دبستان خانوادگی اش!
به یاد آور جوانی ریخته ما را
بر کاشی گرمابه های عمومی
درپوشش گشاد گم شدن اش
***
علی الفتی ۱۳۵۶- شهرستان سرپل ذهاب
شاعر ،نویسنده به دوزبان کوردی و فارسی
دانشجوی دکترای فلسفه هنر(زیبایی شناسی)
الف ،آثار منتشر شده به زبان فارسی:
۱ - مجموعه شعر خاکستری ،۱۳۸۱،انتشارات چشمه هنر
۲- مجموعه شعر راخ ،۱۳۸۳،انتشارات نگیما
۳- مجموعه شعر هوای هرات ،۱۳۸۷،انتشارات بوتیمار
۴- مجموعه شعر آنها از مرگ ترسیده بودند ،۱۳۸۸،انتشارات داستان
۵- مجموعه شعر آهوان ملل ،۱۳۹۲،انتشارات نگاه
۶- مجموعه شعر شفاهی به ندرت، ۱۳۹۵انتشارات بوتیمار
ب ،آثار منتشر شده به زبان کُردی:
۱-مجموعه شعرگهرمهشین ،۱۳۸۷،انتشارات باغ نی تا چاپ پنجم ۱۳۹۰
۲-مجموعه شعر سانهناو ،۱۳۸۹،داستان با ترجمه فارسی /گروه مترجمان
۳-مجموعه شعرگیان ،۱۳۹۰،انتشارات باغ نی
۴-مجموعه شعرسزیان وهفر۱۳۹۲،انتشارات مولف
۵-مجموعه شعر گهرمیان ،۱۳۹۴،انتشارات دیباچه
۶-مجموعه شعر سرویت باشوور ،۱۳۹۵،انتشارات دیباچه،باترجمه فارسی مجتبی ویسی
ج ،آثار منتشر شده حوزه داستان:
مجموعه داستان کوتاه (به روایت دوربین روسی)۱۳۸۶
د، پژوهش و تحقیق:
بررسی شطحیات در زبان فارسی