گفتگوي من با خبرگزاري كرد پرس
خبرگزاری کرد پرس :: Kurdpress News Aganecy
کد مطلب: 30639 | تاريخ: ۱۳۹۱/۵/۲۷ | ساعت: ۲۳ : ۱۵
علی الفتی در گفتگو با کردپرس:
ماجرای ما با شعر کردی جنوبی تازه آغاز شده است
"اگر کاری را آغاز کرده ایم، فعلا در ابتدای کاریم، چه برسد به اینکه بگوییم تمام شده است.. کار ما تازه با شعر کردی کرماشانی شروع شده است".
کرد پرس – سرویس فرهنگ و هنر: علی الفتی شاعر توانا و نوگرای کرمانشاهی ست که شعر را خوب می شناسد و تاوان هنرش هم همین بس که موهایش را رفته رفته روی این هنر مرموز دارد سپید می کند ... روی توانایی های شعری اش شکی نیست و همین که چند سال پیش مجموعه شعر - هوای هرات – او نامزد دریافت جایزه نیما یوشیج شد، گواهی بر این ادعاست. راستش چند روزی می شود که علی الفتی برایم رنگ و بوی واقعیت گرفته و چهره ی دوست داشتنی ای که از او در حین انجام این گفتگو دیدم، آن چهره ای نبود که همیشه تصورش را می کردم. گفتگوی زیر را پیرامون مجموعه شعر "سانه ناو" و مشکلات شعر کردی جنوبی با او انجام داده ام.
آقای
الفتی این گفتگو قرار بود کمی پیش تر با شما انجام شود که به علت برخی
مشغله های شما به تاخیر انجامید. "سانه ناو" یکی از مجموعه شعرهای شما در
حوزه شعر آزاد کردی است که اخیرا جایزه جشنواره "مولوی کرد" را به خود
اختصاص داد. از "سانه ناو" بگویید؟ از فضا های شعری اش؟ از مدت زمانی که
روی این اثر کار کردید؟!
در
مورد جایزه "مولوی کرد"، من از بحث جایزه می گذرم و تنها چیزی که برایم
زیاد اهمیت داشت تلاش ها و زحمات دوستانی بود که این جشنواره را برگزار
کردند. من هم به سهم خود در این جشنواره شرکت کردم. البته ابتدا قرار بود
که من در آنجا داور باشم، اما قبول نکردم و گفتم که من به عنوان یک شاعر در
جشنواره شرکت خواهم کرد.
ولی در مورد مجموعه شعر "سانه ناو"، دوستانی
که مرا می شناسند گواه بر این ادعا هستند که من ابتدا با شعر آزاد کردی
شروع کردم. با توجه به شناختی که روی منطقه ی خودمان داشتم و اتفاقاتی که
روی گویش من – گویش کلهری – افتاده بود من را به این مسئله وا داشت که برای
خودم به شکل پایه ای کار کنم. فضا را هم فضای خلوتی دیدم. نه کسی بود که
مزاحمم شود و نه کسی که مزاحمش شوم. من به خاطر اینکه با زبان درگیر شوم،
آمدم و از ادبیات پایه ای، حالا نه به شکل کلاسیک، بگویم نئو کلاسیک بهتر
است، شروع کردم.. به هر حال یک خلاء در حوزه شعر کلاسیک بوده و هست و به
نظر من با کتاب های کلاسیک کردی من و دوستان تکمیل نخواهد شد. یک
انتقادی هم هست که علی الفتی با اینکه یک شاعر آوانگارد است و شعر آزاد
کار می کند چطور است که مجموعه هایی چون "گرمه شین" و "گیان" را به چاپ می
رساند؟.. من اعتقاد دارم اگر مخاطبی دارم به واسطه ی کارهای کلاسیکم بوده
است و به تدریج این اتفاق افتاد و آن سیستمی که من در حوزه نشر آثار کردی
ام پیاده کردم، یک سیستم کاملا حرفه ای، پایه ای، و اثرگذار بوده و هست.
اما
در مورد مجموعه شعر "سانه ناو" و فضای شعریش باید بگویم، بالاخره یک
مجموعه شعری ست که در زمان خودش قابل قبول بوده و به نوعی تاثیر پذیر و
تاثیر گذار. اشعار این مجموعه در دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد سروده شده
بودند و من باید این کارها را منتشر می کردم. شاید اگر امروز بود بیشتر روی
این مجموعه وقت می گذاشتم و بیشتر روی آن کار می کردم. وقتی که هرگز ندارم
به عقب برگردم و آثارم را بازنگری کنم. به هر حال "سانه ناو" هم برای من
یک تجربه بود. فقط باید بگویم که متاسفانه روی ترجمه ها خوب کار نشد و
دوستان وقت لازم را نگذاشتند. برخی ایرادات کار را هم در چاپ دوم اصلاح
خواهم کرد. به عنوان مثال برخی از افعال شعر ها باید اصلاح شود چون این
افعال شفاهی هستند و این ایرادی است که در شعر کردی می بینم. ظاهرا قرار
است که چاپ دوم این مجموعه توسط انتشارات باغ نی منتشر شود. نکته ی دیگر که
به ذهنم می رسد این است که "سانه ناو" مجموعه یکدستی نیست و بیشتر یک
گزیده شعر است تا یک مجموعه شعر کامل در یک دوره نوشتاری خاص.
یکی از نقدهای وارد بر این مجموعه، دو زبانه بودن آن است. چطور تصمیم گرفتید این مجموعه دو زبانه باشد؟ اصلا نیازی بود که دو زبانه باشد؟ یا به عبارتی چه ضرورتی ایجاب می کرد که کتاب شعر "سانه ناو" دو زبانه باشد؟
به
نظر من این امر هم خوب بود و هم بد. مجموعه "سانه ناو" که به فارسی ترجمه
شد هم برای کرد زبان ها خوب بود و هم فارس زبان ها که نمی توانند کردی را
بخوانند. البته حقیقتا ترجمه این کار ایراد داشت و به علت کثرت دوستان و
نظرات مختلفی که روی این مسئله داشتند، ما در ترجمه ی کار به یک نتیجه ی
واحدی نرسیدیم. که این مشکل هم باید در چاپ های بعدی حل شود.
از یک طرف
هم جنبه ی آموزشی داشت. اما در بین طیف ادبیات این مسئله قابل قبول نبود و
گفتند که اصلا دو زبانه بودن این اثر هیچ ضرورتی نداشت.. که من به هر دو
گروه احترام می گذارم و در نهایت کار خودم را انجام می دهم. اما در کتاب
های بعدی من در حوزه شعر کردی دیگر با این مسئله روبه رو نخواهیم شد زیرا
که این امر نیز برای من یک تجربه بود و اصولا من آدم تجربه گرایی هستم و
هنوز به آن چیزی که در شعر می خواهم نرسیده ام. باید کار کنم و به یک جای
خوب برسم. به یک نقطه ی خوب. حداقل بتوانم شعرهای خوبی بنویسم.
شعر خوب؟!.. می توانید بگویید از نگاه شما یک شعر خوب چه مولفه هایی دارد؟
سوال
سختی ست.. من چون یک ذهن متضاد و پیچیده ای دارم، از شعر ساده لذت نمی
برم. خواهان شعری هستم که ذهن مرا درگیر خود کند، مرا به چالش بکشد و در
مقابل یک پنجره ی تازه تر و یک نگاه تازه تر قرار دهد، من به این چنین شعری
می گویم یک شعر خوب.
متاسفانه در شعر نو فارسی و حتی کردی، این جریان
مضحک و خنده دار ساده نویسی که مطرح شده است، یک نوع دهان کجی است به شعر
ناب و اصیل.. باور کنید من پیامک هایی از بعضی دوستان دریافت می کنم که
خیلی از این شعر ها قشنگ تر و شعرتر است. حتی افراد عادی هم می توانند این
چنین اشعاری بگویند که دیگر تفاوتی بین شاعر و غیر شاعر نمی ماند.
خودتان فکر می کنید در این مجموعه، شعر شما به چه دوره ای از حیات خود رسیده است؟
مجموعه شعر "سانه ناو" برای من یک شعر ابتدایی و آغازین است. یک بستری برای مجموعه ای که به تازگی روی آن کار می کنم. پایه ای بود برای شعر آزاد کردی من. شعرهای این کتاب مربوط به اوایل کار من است و باید چاپ می شد.
شعر آزاد کردی در کرمانشاه و منطقه بسیار جای بحث دارد که دوست دارم در آینده گفتگویی اختصاصی را در این مورد با شما انجام دهم.. اما در این گفتگو می خواهم فقط به این سوال اکتفا کنم که این نوع شعر در کرمانشاه و دیگر مناطق کرد نشین با چه چالش هایی روبه روست؟
گویش
ما با گویش کردی سورانی تفاوت دارد و در حد خواندن و نوشتن با این مسئله
درگیر هستیم و به عنوان یک منتقد نمی توانیم به شعر سورانی نگاه کنیم. اما
ما چون شاعر هستیم و نسبت به سایر اقشار جامعه با این گویش درگیر هستیم،
اشعار هم نسل هایمان را که می خوانیم مشکلاتی احساس می کنیم.. اما بهتر است
که ما روی گویش خودمان صحبت کنیم. در گویش های متنوع کردی جنوبی هم
مشکلاتی وجود دارد. یک اینکه ما ادبیات منثور قوی ای نداریم. چون نثر
نداریم، شعرمان هم به نوعی شفاهی شده است. زیرا ارتباط تنگاتنگی بین شعر و
نثر وجود دارد. من شاعر احساس می کنم که باید شفاها بنویسم و قوی ترین شعر
شفاهی هم بنویسی در نهایت می شود شعر گفتار در فارسی.. به نظر من هر شاعری
نمی تواند به سادگی از پس این مسئله بر بیاید. خیلی سخت است روی گویش کردی
کرمانشاه کار کردن. یعنی باید تسلط خاصی هم بر زبان داشته باشی و هم بر
فرهنگ و بومیت منطقه.
مسئله ی دیگر تفاوتی است که بین گویش شهری و
روستایی وجود دارد. باید بین این دو یک تعادل ایجاد کرد. مثلا فلان شاعر یک
سری لغت کهنه که مختص به روستای مادری اش است را بر می دارد و در شعر به
کار می برد، که این واژه ها کاربردی ندارند و فقط مختص به روستای خودش است
که همین می شود که از شعر گویش کلهری، به عنوان یک شعر دهاتی یاد می کنند
... به نظر من مسئله ی انتخاب واژه در شعر کردی کلهری فوق العاده با اهمیت
است. و این شاعر است که با انتخاب لغات مناسب و درخور باید مرز بین گویش
شهر و روستا را بشکند و بین این دو به یک تعادل دست پیدا کند تا مسئله ی
زبان شعر حل شود.
اما در مورد تفکر شاعران.. به نظر من مولفه های شعر
کردی کلهری باید تغییر کند. باید شاعران از این حس ایلیاتی و عشیره ای عبور
کنند. بعد از حل کردن این مسائل تازه می رسیم به خود شعر!
ما چون
اولین نسلی بودیم که در دهه هفتاد به شکل جدی کار کردیم. طبیعتا تمام این
آسیب ها و کاسه کوزه ها بر سر ما شکست و تازه من به این نتیجه رسیده ام که
باید پا به پای شاعران جوان تر، بنشینم و از اول آغاز کنم. مخصوصا که هیچ
منتقدی هم در این زمینه نداشتیم و در خلاء نقد کار کردیم و به نوعی خودمان
منتقد آثارمان بودیم.
جایی از شما خواندم که گفته اید "تازه ماجرای من با شعر و ادبیات کردی در این دهه شروع شده است" که نوید دهه ای پرکار را می دهد.. برنامه خاصی برای شعر و ادبیات کردی دارید؟
این
ضمیر من که گفته ام، منظورم فقط من علی الفتی نیست ... بهتر است بگویم
ماجرای ما با شعر و ادبیات کردی باید در این دهه شروع شود. اگر آمده ایم و
کاری را آغاز کرده ایم، به زعم من هنوز چیز زیادی از این کار را انجام
نداده ایم و فعلا در ابتدای کاریم، چه برسد به اینکه بگوییم تمام شده است..
کار ما تازه با شعر کردی کرماشانی شروع شده است. یعنی در سرزمینی که شعر
از جنبه ی شفاهی بودن و غنایی بودنش خیلی با ارزش است.
خود من هم دهه
هفتاد و هشتاد را فراموش کرده ام و دوباره دارم شروع می کنم. بهتر است
بگذارید این حرف هایم را با کارها و مجموعه های بعدی ام اثبات کنم.
گفتگو: امیر سنجابی