|
|
شعر در تقابل با روزمرهگی اثر علی الفتی /انتشارات: نشر داستان سال ۱۳۸۹ |
|
دخترانی که شبانه از شعرهای ما رفتند صورت استعاری جملات شاید اتفاق بعدی در خوانش باشد. اتفاق
اول همان غریبگی طبیعیشده ذیشعور شدن عناصر در واقعیت دیگرگون است و درست از همین زمینه است که شعر ادامه پیدا میکند: او این رفتار را ناگهان کشف نکرده است تا مشهورش کند، بلکه
در زیستی طولانی با اندیشه شعری خود به آن دست یافته است. پس در حال ارائه شخصیتی مجزا از شعر خود است تا به
شکلی دیگر از
جریان انبوه شعر روزگارش محسوب شود. شخصیتی که گاه به گاه در خلسهای ظاهرا عرفانی هوش
از کف میدهد، یا آن را به کف میآورد. و حاصل هشیاری و ناهشیاریاش اتفاقاً در هر دو سوی معانی عمیق و صورت زیبای
زبان است، بیآنکه
هریک از آنها دلیل قطعی اتفاق بوده باشد. آیا این خروج خلاقانه از روزمرهگی است؟
رهایی از آن است؟ و رهایی حتی از خویشتنی که بسا اوقات در آن غرقهایم؟ فکر نمیکنم. یقین ندارم. شاید نیازمند تجربه
بیشتر از خوانش
شعرهایش باشم. حتی خوانش آنانی که هنوز نسروده است. اما تردیدهایش را پیگرفتهام و
به کنجگاه خلوت اندیشیدنش راه یافتهام. آنجا که تردیدهای او با یقینهای نویافته معاوضه میشود، حتی اگر
عمری کوتاه داشته
باشند. هدیهای از مردی یهودی
منبع سايت برزخ
|
|