سه شعر كوتاه

 

۱

 

پس از آن كه رفت

شبيه گربه اي شده ام

كه  توله هاي له شده اش را

كنار اتوبان ليس مي زند 

۲


چه حال بدي داشت

چشمه اي كه آب اش را

 آلوده اعلام كرده بودند

۳


مي‌توان

به آن لحظه سوگند يادكرد

به اندوه زني درعصر

كه نا اميد

از آزمايشگاه برگشته بود


لک ها و راه دشوار برون رفت از یک رکود نفسگیر / میزگردی پیرامون شعر و ادبیات لکی (قسمت دوم)


خبرگزاری بین المللی کردپرس _ سرویس فرهنگ و هنر: در قسمت ابتدایی این میزگرد آقایان سید قاسم ارژنگ، علی الفتی، علی کاکاوند و سید آرمان حسینی دیدگاه های خویش را پیراومون وضعیت کنونی شعر و ادبیات لکی مطرح کردند. این افراد که خود از شاعران، پژوهشگران و صاحب نظران مطرح هستند همه بر این موضوع اتفاق نظر داشتند که شعر و ادبیات لکی در رکودی نفسگیر به سر می برد. در بخش دوم این میزگرد این چهار نفر به صورت ملموس تری به چرایی پدید آمدن شرایط موجود و همچنین راهکارهای برون رفت از این رکود نفسگیر می پردازند.

 

سرگردانی در دهه هفتاد
علی الفتی شاعر نام آشنا و مطرح کرمانشاهی در ابتدای صحبت هایش به شرح فعالیت های ادبی کردی در دهه هفتاد کرمانشاه و وضعیت شاعران لک در آن دوره پرداخت و گفت: ما در دهه هفتاد جریان شعر کردی کرمانشاه را با برخی شاعران لک مانند سید قاسم ارژنگ، امین گجری، سید قاسم افضلی و فریاد شیری آغاز کردیم. در این جریان - به عنوان یک جریان روشن و درخشان در شعر کردی کرمانشاه- شاعرانی از گویش های مختلف منطقه کرمانشاه مانند کلهری، لکی، هورامی و ... حضور داشتند و هیچ اتفاق ناخوشایندی هم پیش نیامد.
وی در ادامه اظهار داشت: در این میان موضوعاتی مانند رسم الخط مشترک و چگونگی نشر آثار، برخی از دوستان شاعر لک ما را به سمتی برد که دچار نوعی سرگردانی شدند. در برخی موارد آن ها تمایل داشتند به طور کامل در سایه گویشی مانند گویش سورانی و یا کلهری قرار بگیرند، تفکرات و تمایلاتی که غیر ادبی بود. تداوم این وضعیت برای ما هم یک مسئله شده بود و آن جریان ما با عدم انتشار کارهای لکی ناقص ماند.
الفتی در ادامه صحبت هایش خاطرنشان کرد: گویش لکی با وجود همه این مسایل تا به حال  خودش را حفظ کرده و اطمینان می دهم در سال های آینده با توجه به غنای بسیار و استقلال این گویش کارهای درخشانی در این حوزه منتشر خواهد شد.

مردم تشنه ادبیات لکی هستند


سید قاسم ارژنگ شاعر صحنه ای در ابتدای بخش دیگری از صحبت هایش با اشاره به قدمت بسیار گویش لکی در تاریخ منطقه گفت: بسیاری از واژگان شعر معروف "هورموزگان" که در اواخر سلسله ساسانیان سروده شده با گویش لکی همخوانی دارد و این نشان از اهمیت این گویش در مناطق کردنشین در آن دوران داشته است.
ارژنگ همچنین خاطرنشان کرد: من عاشق زبان مادری ام هستم و با آن بزرگ شده ام. زبان مادری یعنی زبان عشق و عاطفه. من برای پدید آوردن یک حس شاعرانه در خودم از زبان مادری ام کمک می گیرم.
این شاعر مطرح در ادامه اظهار داشت: همیشه این پرسش مطرح بوده که چرا در مدارس ما ادبیات کردی به عنوان یک زبان زنده و اصیل ایرانی تدریس نمی شود و اینکه چرا ادبیات داستانی لکی و یا موسیقی لک ها فرصت نشر و یا ابراز وجود در رسانه هایی مانند صدا و سیما پیدا نکرده است.
وی اظهار داشت: اگر منطقه لک نشین از نظر فرهنگی دچار کمبودهایی هستند به این دلیل است که آموزشی وجود نداشته است. در جامعه لکی فاصله های آگاهی زیاد شده و افرادی هستند که هنوز به مدرسه نرفته اند و آموزشی ندیده اند. ولی با وجود این توصیف ها باید تأکید کنم صاحب و حافظ زبان همین مردم عادی هستند و تا زمانی که این گویشوران هستند زبان لکی هم زنده است.
ارژنگ سپس به استقبال مردم طی سال های اخیر از دکلمه های اشعار لکی پرداخت و گفت: مردم استقبال زیادی از آن دکلمه های صوتی کردند زیرا آن ها تشنه ادبیات لکی هستند و اگر فضا برای فعالیت فرهنگی مهیا باشد ما می توانیم آثارمان را عرضه کنیم. ما هنرمندان و شاعرانی هستیم که به طور مستقل فعالیت می کنیم و یکی مانند من که از دهه شصت تا به حال شعر گفته ام و فعالیت ادبی داشته ام هنوز اثری از من منتشر نشده است. 
 

گویش های هورامی و  لکی از قدمت بیشتری برخوردارند


در ادامه این میزگرد سید آرمان حسینی از منظری زبان شناسانه به موضوع وارد شد و گفت: ما زبانی به نام کردی داریم اما گویشی به نام مشخص کردی نداریم و همه گویش های کردی رابطه برادری با هم دارند، نه پدر فرزندی. یک "لک"، "سوران" و "کلهر" همگی کرد هستند اما گویش های آن ها با هم فرق دارند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: در میان گویش های کردی دو گویش لکی و هورامی از همه قدیمی تر بوده و حالتی زبان گونه دارند. این دو بسیار به زبان اوستا نزدیک هستند و از نظر واژگان نیز با هم همخوانی دارند. گویش لکی از نظر نحوی با گویش سورانی همخوانی دارد ولی از قدمت بیشتری نسبت به این گویش برخوردار است. تا قرن هفتم هورامی گویش رسمی بوده و از این زمان اشعار آئینی از منطقه هورامان به دیگر مناطق به خصوص مناطق لک نشین - که از نظر آئینی تحت تأثیر همان مناطق بوده اند - وارد می شود. ولی از آنجایی که هورامی نبودند به صورت ناخودآگاه بسیاری از واژگان گویش مادری خویش را در گویش هورامی وارد کردند.
حسینی افزود: بعدها با فرسایشی که گویش هورامی پیدا می کند تغییراتی در آن پدیدی می آید، همچنانکه در دوران حکومت اردلان "گورانی" گویش معیار ادبی در همه مناطق کردنشین بوده است. در این دوران ملا منوچهرخان کولیوند، ملاپریشان دینوری و خان الماس لرستانی هرچند شعرهایشان را با گویش گورانی سروده اند ولی کلمات لکی بسیاری در آن ها وجود دارد و ما می توانیم این آثار را به عنوان یک فرهنگ لکی سامانمند کنیم. الماس خان کندوله ای در اشعار خود می گوید "ماوه رم وه نه زم له فز گورانی" در نتیجه ما باید این ادبیات را تنها به عنوان گویش هورامی محسوب نکنیم. به عنوان نمونه ما می گوئیم "مه وانوو" ولی هورامی ها می گویند "مه وانۆ".وی در ادامه ابزار داشت: تا حدود پنجاه سال پیش یک ادبیات لکی به معنای ادبی آن نداشته ایم. اما یک ادبیات شفاهی گرانبها داشته ایم که متأسفانه دارد به یغما می رود و نسل به نسل در حال تغییر است، مثلا بسیاری از اشعار چهل سرو لکی اغلب کردی کرمانشاهی هستند.
این پژوهشگر حوزه زبان و ادبیات لکی در ادامه خاطرنشان کرد: به هنگام تدوین رسم الخط سورانی متأسفانه گویش های منطقه ما را در نظر نداشته اند و به همین دلیل ما در نوشتن برخی از آواها مشکل داریم. ما این را رسم الخط را قبول داریم منتهی باید برخی مصوت ها را به آن اضافه کنیم زیرا در غیر این صورت ما دچار مشکلات زیادی می شویم.
وی همچنین ضمن تأکید بر ضرورت تدوین یک فرهنگ لغت لکی افزود: در زمینه تدوین فرهنگ لغت لکی نباید حتما فرهنگ لغت دهخدا و معین را بیاوریم و نعل به نعل مانند آن ها کار کنیم. برای اولین گام تدوین فرهنگ لغت فارسی - لکی و یا لکی - فارسی مناسب است. در گام بعدی نیز ما بسته به مخاطب ما می توانیم فرهنگ لکی - کلهری و یا لکی – سورانی را نیز تدوین کنیم.

گویش های مختلف زبان کردی را جدا از هم نمی دانم
علی کاکاوند نفر بعدی بود که رشته سخن را به دست گرفت. این شاعر مطرح سخنان خود را اینگونه آغاز کرد: قبل از هر چیز باید بگویم که من گویش های کردی را جدا از هم نمی دانم و لکی را هم یکی از گویش های کردی قلمداد می کنم، حتی اگر زمانی تاریخ و باستان شناسی نظر بر تایید جدایی آن ها بدهند. بدون آنکه منکر تحقیقات علمی باشم اعتقاد دارم امروز سرنوشت فرهنگ ها و زبان ها و بلکه جوامع به هم گره خورده است و لازم است به جای جدایی به فکر پیوستگی زبان و فرهنگ باشیم این به معنای نقض استقلال زبان ها نیست بلکه وام دادن و وام گرفتن و برقراری دیالوگ هدف بحث من است.
وی در ادامه تأکید کرد: یک موضوع را هم روشن بگویم: از قله های تبت تا دره های مکزیک، از دهکده های سنتی تا کلان شهرهای مدرن هر جا انسانی گذر کرده یا سکنی گزیده حتماً فرهنگی هم وجود داشته یا به وجود آمده است و تا وجود آخرین انسان آن فرهنگ نیز وجود خواهد داشت تنها تغییر می کند و پالایش می شود کیفیت و اضلاع آن کم و زیاد می شود و خوبی و بدی ها و زیبایی و پلیدی ها پررنگ و کم رنگ می شوند. غلط است کسی فرهنگ و لوازم فرهنگی خود را برتر یا ریشه دارتر بداند دوباره تکرار می کنم من منکر حقایق تاریخی نیستم اما وقتی از فرهنگ حرف می زنم منظور فرهنگ حال حاضر و جاری و ساری است که البته حتماً پشتوانه و پیشینه ای هم دارد.
کاکاوند افزود: ما در ابتدا نیاز است وارد گود شده و کار فرهنگی بکنیم. گزینشی عمل نکنیم و بپذیریم که نقاط ضعف بزرگی هم در فرهنگ و زبان ما هست. به عنوان مثال خودسوزی بی شمار زنان کُرد در استان های غربی کشور به خاطر تعصبات غلط مردسالارانه، پیاپی اتفاق افتاد می خواهم بپرسم آیا افردی که سنگ فرهنگ کردی را به سینه می زنند در مقابل آن موضعی گرفتند یا همه مشغول بد گفتن از فرهنگ همسایه شان بودند؟
این شاعر در ادامه خاطر نشان کرد: سواد ما فارسی است و ادبیات کردی کلاسیک ما تحت تاثیر تغزل و حماسه های فارسی است این کار ما را سخت تر می کند. شاعران و نویسندگان کرد عراق موفق تر هستند چرا که نگرش آن ها بومی نیست یعنی از فرهنگ بومی و جهانی تغذیه می کنند و به آن نیز خدمت می کنند. با این تفاصیل اولاً ما لازم است بومی فکر نکینم و نگرش جهانی داشته باشیم سپس به جای افتخار، انتقاد کنیم، و از شاعران و نویسندگان به تنهایی کار زیادی ساخته نیست. همه لازم است به میدان بیایند موسسه های دولتی و غیر دولتی، حامیان مالی هنرها، رسانه های صوتی و تصویری، گروه های تئاتر و نمایش و سینما، و اگر جایی طنز یا تمسخری علیه فرهنگی اتفاق می افتد جای دیگر جنبه ی زیبایی شناسانه ی قضیه هم واکاوی شود تا موازنه برقرار گردد.

شبکه زاگرس کرمانشاه و برخورد طنزگونه با زبان کردی
علی الفتی در بخش دیگری از صحبت های خود به نقش مهم رسانه های منطقه پرداخت و گفت: سخت ترین کار فعالیت در رسانه های محلی است. نشریه ای مانند نیویورک تایمز و یا خبرگزاری های معتبر برای تمامی زبان های زنده دنیا مطلب و برنامه دارند اما رسانه های بومی استان کرمانشاه اینگونه نیستند. شما اگر شبکه زاگرس را با شبکه های کردستان، لرستان و ایلام مقایسه کنید می بینید این رسانه در کرمانشاه به شکلی غیر استاندارد اداره می شود و برنامه های ارایه شده در این شبکه ارتباط چندانی با فرهنگ کردی و بومی استان ندارد. یک تهیه کننده هر چند وقت یکبار می آید برنامه ای فصلی، محفلی و سرگرم کننده می سازد که در آن زبان کردی را به طنز و سخره گرفته اند. متأسفانه کارشناسانی را نیز برای اینگونه برنامه ها به صورت گزینشی انتخاب کرده اند و اجازه نمی دهند به راحتی صاحب نظران وارد این فضا شوند. در حالیکه باید به کارشناسان و فعالان این عرصه میدان داد تا دچار یأس نشوند.
این شاعر نام آشنا افزود: در مراسمات استقبال، این شبکه به نشانه مهمان نوازی مردم این دیار مدام آهنگ کردی "مهمان خوه ش هاتی" را پخش می کند ولی تا به حال یک برنامه جدی و علمی با استفاده از گویش های کردی مردم منطقه پخش نکرده است تا آن ها احساس خودباوری کنند و نزد خود بگویند گویش مادری من هم ارزشمند است.
وی که در زمینه رسانه تحصیلاتی دانشگاهی دارد با انتقاد از رویه جاری در شبکه زاگرس گفت: چرا شبکه زاگرس با وجود 24 ساعته شدن حتی یک ساعت برنامه مفید و استاندارد با گویش های لکی، کلهری و یا هورامی ندارد. باور کنید از ابتدای تأسیس این شبکه تاکنون 10 دقیقه برنامه ارزشمند با گویش لکی از این شبکه پخش نشده است و اگر هم بوده در حد یک تماس تلفنی برای تشکر از یک مجری بوده است.
علی الفتی در پایان خاطرنشان کرد: امروزه خیلی ها ارتباط چندانی با این شبکه استانی ندارند و جذب شبکه های ماهواره ای شده اند. شبکه زاگرس تا هنگامی که از زبان کردی را در حد طنز بهره بگیرد مخاطبان خویش را همینطور از دست می دهد. بیائید به شکلی زیبا، محترمانه و هدفمند به این مباحث بپردازیم و مردم را با زبان مادری شان آشتی دهیم.

راهکارهایی برای حفظ فرهنگ و زبان
سید آرمان حسینی در ادامه صحبت های خود در این میزگرد به ارایه برخی راهکارها برای بهبود وضعیت کنونی ادبیات لکی پرداخت و گفت: در اولین گام ما باید رسم الخط لکی را با کمک پژوهشگران عرصه زبان شناسی تدوین کنیم و با دستمایه قرار دادن آن به توید آثاری با نثر لکی روی بیاوریم. همچنین به ادبیات کودک لکی توجه داشته باشیم زیرا بخش قابل توجهی از ادبیات قدیم ما را همین بخش تشکیل می داده است.
وی افزود: راه اندازی ماهنامه علمی پژوهشی، راه اندازی پژوهشکده زبان و ادبیات لکی و تشکیل انجمن های شعر و ادبیات با حضور شاعران مطرح لک می تواند کمک بسیاری به گویش وارن لک انجام دهد.  وی در پایان گفت: تشکیل میزگردهایی تخصصی پیرامون زبان و ادبیات لکی با موضوعات مشخص در رسانه ها نیز می تواند به تحرک بیشتر این عرصه و طرح جدی تر مشکلات این عرصه بیانجامد. 

لزوم تلاشی عاشقانه برای حفظ زبان مادری
سید قاسم ارژنگ نیز در بخش پایانی این میزگرد گفت: خیلی خوشحالم در شرایطی که پرداختن به فرهنگ بومی و تحقیقات در این زمینه هیچ سود و عایدات مالی در بر ندارد، جوانان خوشفکر با ذوقی در این عرصه پا به میدان گذاشته اند و امیدوارم که رسانه ها توجه بیشتری به این مباحث داشته باشند تا پنجره ای رو به زبان مادری داشته باشیم. ما برای نجات گویش لکی به عنوان زبان مادری مان باید رنجی عاشقانه و از روی ذوق و آگاهی بکشیم که خوشبختانه داریم می کشیم.

گفتگو: بهزاد خالوندی

 

نقد عليرضا جليليان بر مجموعه شعر گيان


"گیان" یک مجموعه شعر کردی قابل اعتنا/ علیرضا جلیلیان
"هم چنان می توان از کتاب گیان نوشت این کتاب بی تردید یکی از ارزنده ترین مجموعه شعرهای کردی کلهری ست و بایسته است که با نقدهای عالمانه تر و سنجیده تر به کاستی ها و توانایی های آن پرداخته شود."
خبرگزاری بین المللی کردپرس _ سرویس فرهنگ و هنر:
شعر تمام آن چیزی است که در زندگی ارزش به یاد سپردن دارد.
"ویلیام هزلیت"
1 علی الفتی شاعر متفاوتی است زبان شعری خودش را دارد و سروده هایش فضای تازه تری را در پیش چشم مخاطبانش به نمایش می گذارد در دو زمینه ی شعر فارسی و کردی آثاری به چاپ رسانده و دستی هم در داستان نویسی دارد.
وی تا به امروز هشت مجموعه شعر و داستان به چاپ رسانده که یک دوره ی ده ساله از فعالیت ادبی او را در بر می گیرد.
در نخستین برخورد با آثارش می توان فضای صمیمی، زلال و بی آلایش شعرهایش را حس کرد و بی آن که در پیچ و تاب واژگان نژاده ی آن افتاد به درکی از آن رسید.
در شعرهای او آب و آتش، جشن و شیون و مرگ و زندگی در کنار هم نشسته اند و فراق های شاعر با وصال های او پیوند خورده.
2 مجموعه شعر کردی گیان هشتمین اثری است که از وی روانه ی بازار کتاب شده و توسط انتشارات باغ نی در سال 88 به چاپ رسیده است.
"گیان مجموعه ای از غزل ها، مثنوی ها و دوبیتی هایی ست که در مجموع 54 شعر این کتاب را شکل داده اند.
در یک نگاه کلی غزل ها فاخرتر و صمیمی تر ، مثنوی ها متصنع و نوستالوژیک تر و دوبیتی ها عامه پسندتر به نظر می رسند.
به سادگی و صمیمیت این غزل ها توجه کنید:
خه وه ر خه راومان کرد ئوشن ت له یره چیده
هه ق ها ده ست گلاره چ خه یری له یره دیده
یه چه ن شه وه م نیه ونم له و پشت په رده بالاد
بی په رده بوشم ئمشه و په ردیل خه م ده ریده . . .
(خه وه ر . ص 31)
توام بچم ئه رای جای ولم بکه گلاره
شه که ت بومه ئه زیزم له ئی هه شار هه شاره
ت چیدنه و منیش چم ئه رای ولات دوری
مه کان نیه که م له ئیره داسه سه رم دواره
(شه رای مردن . ص 51)
و هم چنین غزل ورینه ی مردن که به نظر من یک نوآوری منحصر به فرد دارد و آن دو ردیفی بودن این شعر است:
تن خودا ولم بکن بیلن وه ته نیا سه ر بکم
بیلن له ناو باخ سراو لیوی وه ته نیا ته ر بکم
ئه مشه و خه یالیگ هاتیه و ئاگر و کولم کردیه
چه وم له ئیره ئاو نییه خوه ی گیانی وه ته نیا ده ر بکم
م پیره دار وشک ناو باخیل سه ر سه وزم خودا
دل خوه ش له ئی خه زانه مه شایه د وه ته نیا به ر بکم
بال و په رم له بن که نین بی به ش له بال و ئاسمان
تا که ی ته ماشای که وکه وین تا که ی وه ته نیا په ر بکم
هالم خه راوه ده نگ نه که ئمشه و ورینه ی مردنه
تن خودا ولم نه که ن نه یلن وه ته نیا سه ر بکم
(ورینه ی مردن . ص 7 )
که همانگونه می بینید علاوه بر ردیف بکم واژه ی ته نیا هم کارکردی ردیف گونه دارد.
از مثنوی های نوستالوژیک مجموعه ی "گیان" می توان به مثنوی "مانگ و په لنگ" اشاره کرد که گلایه ها و خط و نشان های پلنگی از ماه است.
زبان شعری الفتی در دوبیتی هایش به پای غزل ها و مثنوی ها نمی رسد و تصاویر این بخش معمولا در سطح مانده و غافلگیری و نوآوری های غزل ها را ندارد.
مه شیون له یره دی لانه ی مه لوچگ
مه که گیانم ده نگ لاله ی مه لوچگ
مه لی بوم لانه گه م کریا وه خاپور
به شم بو وه به ش تاله ی مه لوچگ
( لانه وریز . ص 64 )
3 خانم پروین سلاجقه در " کتاب نقد نوین در حوزه ی شعر " معتقد است:
یکی از عناصری که در میزان موفقیت یک اثر نقشی سرنوشت ساز دارد فضا سازی آن است[1]
به نظر می رسد علی الفتی در به وجود آوردن این فضاسازی موفق بوده و توانسته موقعیت هایی عینی و ملموسی بیافریند.
شعر پژوار یکی از شعرهایی ست که این فضا سازی در آن به خوبی دیده می شود:
ماله یل بار کردن کووچ و کووچ باره
هه م وه خت واده ی پار و پیراره
م ته نیا و بی که س له ی دیه که ی چووله
چه و گل ده م له ناو ئی چوولی دووله
سه ر نامه سه بان کوچگه گه ی کانی
ئه و سان سه رده نیشتن له بانی
هه ی ئاو ت به شدار په ژاره ی له یلی
پر له قسیه یل دیه که ی دجه یلی
شه مال بوو خوه شی تیده له ده روه ن
چمام نازار هه م ده س داس له سه روه ن
شه مال خوه د بچوو مه شکه گه ی بژه ن
خوه د بچوو ئه رای که مه و لوو بکن . . .
(پژوار . ص 35 )
این فضا سازی – البته – گاهی تنها به صورت یک روایت ساده از موقعیت درآمده:
هه نای ته رمه گه م شان وه شان بووه ن
بوشن له رییگه ی تاق وه سان بووه ن
نه که ی نازاره یل له خه و هه لسن
بی ده نگ له ئه ولای کرماشان بووه ن
( ته رم . ص 76 )
و گاهی بسیار دم دستی و کلیشه ای :
خه زان هات و شکان ره زم سقانم
چریکه م گرده وه ر هه فت ئاسمانم
پروکانه م وه بی تاوان له ئیره
له گیانم کرده م و وه شکیاده گیانم
( چریکه . ص 63 )
4 استاد شفیعی کدکنی ( م . سرشک ) در کتاب " ادوار شعر فارسی " برای بررسی و ارزیابی همه جانبه و کم تر سلیقه ای شعر یک شاعر نمودار خاصی را پیشنهاد می کند[2]: ( نموداری به شکل علامت مثبت ، هرچه تلاش کردم این نمودار در وبلاگ نقش نبست ! )
  صعودی ( زیبایی های هنری )
افقی یک (پشتوانه ی فرهنگی ) افقی دو ( گستردگی درجامعه )

عمقی ( زمینه ی انسانی و بشری عواطف )
یک سر این نمودار نمایانگر میزان توانایی هنری شاعر ، سر دیگر نشان دهنده ی میزان نفوذ این شاعر در میان مردم، سه دیگر بیان کننده ی دغدغه ها و تعالی انسانی او و چهارم پشتوانه ی فرهنگی اوست مثلا شاعری چون خاقانی هیچگاه میان مردم نفوذی نداشته است بنابراین نقطه ای را که برای او بر روی خط افقی دو در نظر می گیریم بسیار نزدیک به مرکز است و خط کوتاهی نصیب وی می شود اما همین نقطه برای شاعری چون سعدی که نفوذ فوق العاده ای در میان مردم داشته است بسیار از مرکز دور خواهد بود.
برگردیم به شعر علی الفتی!
نقطه ای که برای شعر او بر روی خط صعودی ( زیبایی های هنری ) قرار می گیرد کجاست؟
به نظر من این نقطه از مرکز دور است و بازی های زبانی[3]، آرایه های ادبی[4] ، استعاره های خلاقانه[5]، انسجام، روانی و پختگی شعر هایش گواه این مدعاست.
بااین حال گاهی ناپختگی هایی هم در شعرهایش دیده می شود برای مثال حشوی که در این بیت وجود دارد:
له قه سره و تیه یده کرماشان وه بار لیموو زه رده و
ت شیرین تر له شیرینی له ناو ده وریل ساسانی
(چنار . ص 23 )
له ناو ده وریل ساسانی در این بیت نه موضوعیتی دارد و نه نیازی به ذکر آن است چرا که مخاطب می داند شیرین مربوط به این دوره است بنابراین این نیم مصرع صرفا برای به فرجام رسیدن قافیه آمده است.
وهم چنین استفاده ی زیاد از استعاره های دست مالی شده [6] و نیز غالب بودن زبان گفتار بر زبان تصویری از انتقاداتی ست که می توان به این بخش از شعر الفتی داشت.
افقی یک ( پشتوانه ی فرهنگی )
دل خوه شی نه یری ته ماشاد ئاو زه ل ده م رووژ و شه و / بال بژانگم هه م فری یانی دوواره تیه دنه و/ جوو شمشال ساتی له باری ژه نم /
په روو سه وز و دووایگ ، ها شان راسم / دلخوه ش وه هور شیرین ئی بیستونه جیده / دلی چمان له سان تاقوه سانه . . .
استفاده از این ضرب المثل ها ، باورهای مذهبی و آثار تاریخی همه گی از مولفه های پشتوانه ی فرهنگی ست بااین حال این پشتوانه در مجموعه ی گیان چندان فربه و چشم گیر نیست و نقطه ای که بر روی این خط قرار می گیرد به مرکز نمودار نزدیک است
افقی دو ( گستردگی در جامعه )
به قول نزارقبانی شاعر معروف سوری: ایرانی ها – از بچه گی – شیر را با شعر می خورند!
شاید این عبارت در مورد کردها بیشتر هم صادق باشد ولی در این سال ها آمار پایین فروش کتاب های شعر – متاسفانه – خلاف این باور را نشان می دهد و مجموعه شعرهای کردی چاپ شده ، بااقبال چندانی مواجه نبوده اند.
بااین حال شعر علی الفتی در میان مردم ناشناخته نیست و به چاپ چهارم رسیدن مجموعه شعر "گه رمه شین" نشان دهنده ی نفوذ شعری این شاعر است و البته ساخته شدن ملودی های مختلف بر روی شعرهای وی به این نفوذ کمک بیشتری هم کرده است.
عمقی ( زمینه ی انسانی و بشری )
معروف است که نرون آرزو می کرده : کاش بشریت یک سر داشت تا من آن یک سر را می بریدم و می گویند شیخ ابولحسن خرقانی می نالیده است : که از صبح تا شام و از بلخ تا شام پای هرکه به سنگی می خورد گویی پای من خورده است
شاید این دو ، به ترین مثال برای افراط و تفریط در برخورد با مقوله ی انسانیت باشد.
به هرحال هیچ شاعری نمی تواند بی تفاوت از کنار درد ها و رنج های جامعه ی بشری بگذرد و به تعبیر مصطفی ملکیان ( نواندیش دینی معاصر ): بزرگ ترین دلمشغولی و دغدغه ی فکری هر انسان دوست ژرف نگری علت جویی دردها و رنج هایی ست که آدمیان می کشند[7]
و به قول اکبراکسیر: شاعر اگر از باغ ارم می نویسد باید از خرابه های اطراف شهر هم بگوید.
این دل مشغولی ها و دغدغه ها در شعر الفتی کم نیست و بی آن که به این افراط و تفریط کشیده شود آن ها را با مخاطب در میان گذاشته است شعر "مه سنه وی بوچگ مردن" که به برای حلبچه سروده شده است از همین دغدغه ها و دل مشغولی ها ست:
له ناو زه ر و زول له به رزی نه ی زار
خون بلالوک چووریا له قه ی دار . .
ته نیا له نه یزار مه لی دا جوواو
قه تل ئام کریان سواره یل ئاو
( ص . 25 )
و هم چنین شعر شهید :
ره نگینه خون سه ر سه وز سه واران
هه نای چک چک بچکیه یدن له ئاوان
نه شین دیری نه گیرستن نه شووردن
شه هیدیگه و سه ری نریاس له داوان
(ص . 81 )
5 هم چنان می توان از کتاب گیان نوشت این کتاب بی تردید یکی از ارزنده ترین مجموعه شعرهای کردی جنوبی ست و بایسته است که با نقدهای عالمانه تر و سنجیده تر به کاستی ها و توانایی های آن پرداخته شود.
این نوشته برداشت و درک من از شعرهای کتاب گیان است و بی تردید ذره ای از آن همه چیزی ست که در ذهن شاعرش بوده[8] ، بااین همه:
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید


________________________________________
[1] - سلاجقه ، پروین . نقدنوین درحوزه ی شعر. انتشارات مروارید . چ اول 1389
[2] - شفیعی کدکنی ،محمدرضا .ادوارشعرفارسی. تهران 83
[3] - ت خان زایه ید و به ی زایه ید و سه یزایه و په ری زای
وه تالان دایده سه م گش که س فرووشایده م وه ئه رزانی
(چنار . ص 23 )
[4] - واج آرایی در حرف سین :
سان سه ر به ره ی ساف سه ر سه راو
دوره و که فتیه له گیژ و گه رداو
(سان . ص 57 )
[5] - هه رجای سزیایگ شوون داریگه
هه ر زامی له م کووچ یاریگه
[6] - له په ژاره ی دل ئاخر چوه زانی
ئه و که سه خه فتیه له یلی له شانی
[7] -ملکیان ،مصطفی . مهرماندگار.نشرنگاه معاصر چ دوم 1389
[8] - تولستوی در مورد پیام رمان بزرگش آناکارنینا گفته است که اگر بخواهد آن چه را که در این رمان گفته بازگو کند باید تمام رمان را دوباره بنویسد