نقد عليرضا جليليان بر مجموعه شعر گيان
"گیان" یک مجموعه شعر کردی قابل اعتنا/ علیرضا جلیلیان
"هم چنان می توان از کتاب گیان نوشت این کتاب بی تردید یکی از ارزنده ترین مجموعه شعرهای کردی کلهری ست و بایسته است که با نقدهای عالمانه تر و سنجیده تر به کاستی ها و توانایی های آن پرداخته شود."
شعر تمام آن چیزی است که در زندگی ارزش به یاد سپردن دارد.
"ویلیام هزلیت"
1 علی الفتی شاعر متفاوتی است زبان شعری خودش را دارد و سروده هایش فضای تازه تری را در پیش چشم مخاطبانش به نمایش می گذارد در دو زمینه ی شعر فارسی و کردی آثاری به چاپ رسانده و دستی هم در داستان نویسی دارد.
وی تا به امروز هشت مجموعه شعر و داستان به چاپ رسانده که یک دوره ی ده ساله از فعالیت ادبی او را در بر می گیرد.
در نخستین برخورد با آثارش می توان فضای صمیمی، زلال و بی آلایش شعرهایش را حس کرد و بی آن که در پیچ و تاب واژگان نژاده ی آن افتاد به درکی از آن رسید.
در شعرهای او آب و آتش، جشن و شیون و مرگ و زندگی در کنار هم نشسته اند و فراق های شاعر با وصال های او پیوند خورده.
2 مجموعه شعر کردی گیان هشتمین اثری است که از وی روانه ی بازار کتاب شده و توسط انتشارات باغ نی در سال 88 به چاپ رسیده است.
"گیان مجموعه ای از غزل ها، مثنوی ها و دوبیتی هایی ست که در مجموع 54 شعر این کتاب را شکل داده اند.
در یک نگاه کلی غزل ها فاخرتر و صمیمی تر ، مثنوی ها متصنع و نوستالوژیک تر و دوبیتی ها عامه پسندتر به نظر می رسند.
به سادگی و صمیمیت این غزل ها توجه کنید:
خه وه ر خه راومان کرد ئوشن ت له یره چیده
هه ق ها ده ست گلاره چ خه یری له یره دیده
یه چه ن شه وه م نیه ونم له و پشت په رده بالاد
بی په رده بوشم ئمشه و په ردیل خه م ده ریده . . .
(خه وه ر . ص 31)
توام بچم ئه رای جای ولم بکه گلاره
شه که ت بومه ئه زیزم له ئی هه شار هه شاره
ت چیدنه و منیش چم ئه رای ولات دوری
مه کان نیه که م له ئیره داسه سه رم دواره
(شه رای مردن . ص 51)
و هم چنین غزل ورینه ی مردن که به نظر من یک نوآوری منحصر به فرد دارد و آن دو ردیفی بودن این شعر است:
تن خودا ولم بکن بیلن وه ته نیا سه ر بکم
بیلن له ناو باخ سراو لیوی وه ته نیا ته ر بکم
ئه مشه و خه یالیگ هاتیه و ئاگر و کولم کردیه
چه وم له ئیره ئاو نییه خوه ی گیانی وه ته نیا ده ر بکم
م پیره دار وشک ناو باخیل سه ر سه وزم خودا
دل خوه ش له ئی خه زانه مه شایه د وه ته نیا به ر بکم
بال و په رم له بن که نین بی به ش له بال و ئاسمان
تا که ی ته ماشای که وکه وین تا که ی وه ته نیا په ر بکم
هالم خه راوه ده نگ نه که ئمشه و ورینه ی مردنه
تن خودا ولم نه که ن نه یلن وه ته نیا سه ر بکم
(ورینه ی مردن . ص 7 )
که همانگونه می بینید علاوه بر ردیف بکم واژه ی ته نیا هم کارکردی ردیف گونه دارد.
از مثنوی های نوستالوژیک مجموعه ی "گیان" می توان به مثنوی "مانگ و په لنگ" اشاره کرد که گلایه ها و خط و نشان های پلنگی از ماه است.
زبان شعری الفتی در دوبیتی هایش به پای غزل ها و مثنوی ها نمی رسد و تصاویر این بخش معمولا در سطح مانده و غافلگیری و نوآوری های غزل ها را ندارد.
مه شیون له یره دی لانه ی مه لوچگ
مه که گیانم ده نگ لاله ی مه لوچگ
مه لی بوم لانه گه م کریا وه خاپور
به شم بو وه به ش تاله ی مه لوچگ
( لانه وریز . ص 64 )
3 خانم پروین سلاجقه در " کتاب نقد نوین در حوزه ی شعر " معتقد است:
یکی از عناصری که در میزان موفقیت یک اثر نقشی سرنوشت ساز دارد فضا سازی آن است[1]
به نظر می رسد علی الفتی در به وجود آوردن این فضاسازی موفق بوده و توانسته موقعیت هایی عینی و ملموسی بیافریند.
شعر پژوار یکی از شعرهایی ست که این فضا سازی در آن به خوبی دیده می شود:
ماله یل بار کردن کووچ و کووچ باره
هه م وه خت واده ی پار و پیراره
م ته نیا و بی که س له ی دیه که ی چووله
چه و گل ده م له ناو ئی چوولی دووله
سه ر نامه سه بان کوچگه گه ی کانی
ئه و سان سه رده نیشتن له بانی
هه ی ئاو ت به شدار په ژاره ی له یلی
پر له قسیه یل دیه که ی دجه یلی
شه مال بوو خوه شی تیده له ده روه ن
چمام نازار هه م ده س داس له سه روه ن
شه مال خوه د بچوو مه شکه گه ی بژه ن
خوه د بچوو ئه رای که مه و لوو بکن . . .
(پژوار . ص 35 )
این فضا سازی – البته – گاهی تنها به صورت یک روایت ساده از موقعیت درآمده:
هه نای ته رمه گه م شان وه شان بووه ن
بوشن له رییگه ی تاق وه سان بووه ن
نه که ی نازاره یل له خه و هه لسن
بی ده نگ له ئه ولای کرماشان بووه ن
( ته رم . ص 76 )
و گاهی بسیار دم دستی و کلیشه ای :
خه زان هات و شکان ره زم سقانم
چریکه م گرده وه ر هه فت ئاسمانم
پروکانه م وه بی تاوان له ئیره
له گیانم کرده م و وه شکیاده گیانم
( چریکه . ص 63 )
4 استاد شفیعی کدکنی ( م . سرشک ) در کتاب " ادوار شعر فارسی " برای بررسی و ارزیابی همه جانبه و کم تر سلیقه ای شعر یک شاعر نمودار خاصی را پیشنهاد می کند[2]: ( نموداری به شکل علامت مثبت ، هرچه تلاش کردم این نمودار در وبلاگ نقش نبست ! )
صعودی ( زیبایی های هنری )
افقی یک (پشتوانه ی فرهنگی ) افقی دو ( گستردگی درجامعه )
عمقی ( زمینه ی انسانی و بشری عواطف )
یک سر این نمودار نمایانگر میزان توانایی هنری شاعر ، سر دیگر نشان دهنده ی میزان نفوذ این شاعر در میان مردم، سه دیگر بیان کننده ی دغدغه ها و تعالی انسانی او و چهارم پشتوانه ی فرهنگی اوست مثلا شاعری چون خاقانی هیچگاه میان مردم نفوذی نداشته است بنابراین نقطه ای را که برای او بر روی خط افقی دو در نظر می گیریم بسیار نزدیک به مرکز است و خط کوتاهی نصیب وی می شود اما همین نقطه برای شاعری چون سعدی که نفوذ فوق العاده ای در میان مردم داشته است بسیار از مرکز دور خواهد بود.
برگردیم به شعر علی الفتی!
نقطه ای که برای شعر او بر روی خط صعودی ( زیبایی های هنری ) قرار می گیرد کجاست؟
به نظر من این نقطه از مرکز دور است و بازی های زبانی[3]، آرایه های ادبی[4] ، استعاره های خلاقانه[5]، انسجام، روانی و پختگی شعر هایش گواه این مدعاست.
بااین حال گاهی ناپختگی هایی هم در شعرهایش دیده می شود برای مثال حشوی که در این بیت وجود دارد:
له قه سره و تیه یده کرماشان وه بار لیموو زه رده و
ت شیرین تر له شیرینی له ناو ده وریل ساسانی
(چنار . ص 23 )
له ناو ده وریل ساسانی در این بیت نه موضوعیتی دارد و نه نیازی به ذکر آن است چرا که مخاطب می داند شیرین مربوط به این دوره است بنابراین این نیم مصرع صرفا برای به فرجام رسیدن قافیه آمده است.
وهم چنین استفاده ی زیاد از استعاره های دست مالی شده [6] و نیز غالب بودن زبان گفتار بر زبان تصویری از انتقاداتی ست که می توان به این بخش از شعر الفتی داشت.
افقی یک ( پشتوانه ی فرهنگی )
دل خوه شی نه یری ته ماشاد ئاو زه ل ده م رووژ و شه و / بال بژانگم هه م فری یانی دوواره تیه دنه و/ جوو شمشال ساتی له باری ژه نم /
په روو سه وز و دووایگ ، ها شان راسم / دلخوه ش وه هور شیرین ئی بیستونه جیده / دلی چمان له سان تاقوه سانه . . .
استفاده از این ضرب المثل ها ، باورهای مذهبی و آثار تاریخی همه گی از مولفه های پشتوانه ی فرهنگی ست بااین حال این پشتوانه در مجموعه ی گیان چندان فربه و چشم گیر نیست و نقطه ای که بر روی این خط قرار می گیرد به مرکز نمودار نزدیک است
افقی دو ( گستردگی در جامعه )
به قول نزارقبانی شاعر معروف سوری: ایرانی ها – از بچه گی – شیر را با شعر می خورند!
شاید این عبارت در مورد کردها بیشتر هم صادق باشد ولی در این سال ها آمار پایین فروش کتاب های شعر – متاسفانه – خلاف این باور را نشان می دهد و مجموعه شعرهای کردی چاپ شده ، بااقبال چندانی مواجه نبوده اند.
بااین حال شعر علی الفتی در میان مردم ناشناخته نیست و به چاپ چهارم رسیدن مجموعه شعر "گه رمه شین" نشان دهنده ی نفوذ شعری این شاعر است و البته ساخته شدن ملودی های مختلف بر روی شعرهای وی به این نفوذ کمک بیشتری هم کرده است.
عمقی ( زمینه ی انسانی و بشری )
معروف است که نرون آرزو می کرده : کاش بشریت یک سر داشت تا من آن یک سر را می بریدم و می گویند شیخ ابولحسن خرقانی می نالیده است : که از صبح تا شام و از بلخ تا شام پای هرکه به سنگی می خورد گویی پای من خورده است
شاید این دو ، به ترین مثال برای افراط و تفریط در برخورد با مقوله ی انسانیت باشد.
به هرحال هیچ شاعری نمی تواند بی تفاوت از کنار درد ها و رنج های جامعه ی بشری بگذرد و به تعبیر مصطفی ملکیان ( نواندیش دینی معاصر ): بزرگ ترین دلمشغولی و دغدغه ی فکری هر انسان دوست ژرف نگری علت جویی دردها و رنج هایی ست که آدمیان می کشند[7]
و به قول اکبراکسیر: شاعر اگر از باغ ارم می نویسد باید از خرابه های اطراف شهر هم بگوید.
این دل مشغولی ها و دغدغه ها در شعر الفتی کم نیست و بی آن که به این افراط و تفریط کشیده شود آن ها را با مخاطب در میان گذاشته است شعر "مه سنه وی بوچگ مردن" که به برای حلبچه سروده شده است از همین دغدغه ها و دل مشغولی ها ست:
له ناو زه ر و زول له به رزی نه ی زار
خون بلالوک چووریا له قه ی دار . .
ته نیا له نه یزار مه لی دا جوواو
قه تل ئام کریان سواره یل ئاو
( ص . 25 )
و هم چنین شعر شهید :
ره نگینه خون سه ر سه وز سه واران
هه نای چک چک بچکیه یدن له ئاوان
نه شین دیری نه گیرستن نه شووردن
شه هیدیگه و سه ری نریاس له داوان
(ص . 81 )
5 هم چنان می توان از کتاب گیان نوشت این کتاب بی تردید یکی از ارزنده ترین مجموعه شعرهای کردی جنوبی ست و بایسته است که با نقدهای عالمانه تر و سنجیده تر به کاستی ها و توانایی های آن پرداخته شود.
این نوشته برداشت و درک من از شعرهای کتاب گیان است و بی تردید ذره ای از آن همه چیزی ست که در ذهن شاعرش بوده[8] ، بااین همه:
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید
________________________________________
[1] - سلاجقه ، پروین . نقدنوین درحوزه ی شعر. انتشارات مروارید . چ اول 1389
[2] - شفیعی کدکنی ،محمدرضا .ادوارشعرفارسی. تهران 83
[3] - ت خان زایه ید و به ی زایه ید و سه یزایه و په ری زای
وه تالان دایده سه م گش که س فرووشایده م وه ئه رزانی
(چنار . ص 23 )
[4] - واج آرایی در حرف سین :
سان سه ر به ره ی ساف سه ر سه راو
دوره و که فتیه له گیژ و گه رداو
(سان . ص 57 )
[5] - هه رجای سزیایگ شوون داریگه
هه ر زامی له م کووچ یاریگه
[6] - له په ژاره ی دل ئاخر چوه زانی
ئه و که سه خه فتیه له یلی له شانی
[7] -ملکیان ،مصطفی . مهرماندگار.نشرنگاه معاصر چ دوم 1389
[8] - تولستوی در مورد پیام رمان بزرگش آناکارنینا گفته است که اگر بخواهد آن چه را که در این رمان گفته بازگو کند باید تمام رمان را دوباره بنویسد