درباره ادبيات لكي


شعر و ادبیات لکی همچنان در رکود مطلق /
میزگردی با حضور سید قاسم ارژنگ، علی الفتی، علی کاکاوند و سید آرمان حسینی
خبرگزاری بین المللی کردپرس _ سرویس فرهنگ و هنر: "لکی" گویشوران زیادی در استان های کرمانشاه، لرستان، ایلام و دیگر مناطق ایران و حتی عراق، ترکیه و ... دارد و با برخورداری از پیشینه فرهنگی بسیار قوی هنوز هم یکی از زنده ترین گویش های رایج محسوب می شود. ولی با همه این ها "گویش لکی" در عرصه نشر آثار ادبی نه تنها نتوانسته کارنامه قابل قبولی از خود ارایه دهد بلکه در رکودی نفسگیر به سر می برد. به همان اندازه که گویشوران هورامی، کلهری، کردی کرمانشاهی و گورانی طی سال های اخیر در این زمینه کوشا بوده اند، لک ها کنج عزلت گزیده اند و تحرکی از خود نشان نداده اند. برای بررسی بیشتر این موضوع میزگردی را با حضور شاعران و پژوهشگران مطرح منطقه کرمانشاه آقایان سید قاسم ارژنگ، علی الفتی، علی کاکاوند و سید آرمان حسینی تشکیل داده ایم که قسمت اول آن را در ادامه می خوانید:

ادبیات لکی نتوانسته مخاطبان خویش را ارضاء کند
در ابتدای این میزد ادبی "سید قاسم ارژنگ" از شاعران نوپرداز و باسابقه منطقه کرمانشاه رشته سخن را به دست گرفت و با اشاره به پیشینه غنی شعر و ادبیات لکی گفت: ادبیات فولکلور لکی به عنوان بخشی از ادبیات فولکلور کرد در گذشته شامل متل ها، ترانه ها، آواها و موسیقی محلی بوده که از قدیم الایام با دیگر اقوام همجوار خود دارای اشتراکات فراوانی بوده و همچنان نیز هست. با توجه به تحولاتی که طی دهه های اخیر و به ویژه در سال های پس از انقلاب اسلامی در ایران ایجاد شد، لزوم توجه بیشتر به فرهنگ بومی و اقوام ایرانی از سوی دانشجویان در دانشگاه های معتبری مانند دانشگاه تهران، مشهد و کردستان مطرح شد. شاعران لک (از جمله بنده) نیز تحت تأثیر شاعران نوپرداز این دوره و همچنین آشنایی با ادبیات جهانی همگام با شاعران حوزه کلهر، کردی کرماشانی و گورانی به سرودن شعر نو روی آوردند. مخاطب این "شعر نو" نیز بیشتر افراد تحصیل کرده و فرهنگی جامعه بودند.
این شاعر مطرح در ادامه به تشریح تحولاتی که در حوزه نگارش و رسم الخط لکی پدید آمده پرداخت و اظهارداشت: تا پیش از این نوشتار ما تنها همان نوشتار فارسی بود که در مدارس تدریس می شد ولی طی سال های اخیر تحت تأثیر آشنایی نسل جدید شاعران لک با ادبیات و رسم الخط کردی این وضعیت تغییر پیدا کرده است هرچند هنوز هم بسیاری با این رسم الخط آشنایی ندارند.
آقای ارژنگ همچنین با اظهار تأسف نسبت به فقیر بودن ادبیات لکی در زمینه نشر آثار با این گویش افزود: ادبیات لکی هنوز نتوانسته مخاطبان خویش را ارضاء کند و برنامه مدونی هم برای رفع این مشکل وجود ندارد. حتی شاعران نوپرداز نیز آثارشان را با رسم الخط کردی منتشر نکرده اند. در واقع ما فراتر از رکود، در یک شرایط بسیار نامطلوب و بحرانی قرار داریم و در این میان تنها معدود آثاری از طریق برخی روزنامه های کردی، وب سایت ها و علاقه مندان و دلسوزان فرهنگ و ادبیات لکی منتشر شده و به دست مردم رسیده است.

ادبیات لکی با خطر از میان رفتن روبرو است
پس از صحبت های سیدقاسم ارژنگ نوبت به علی الفتی شاعر نام آشنای کلهر رسید تا دیدگاه های خود پیرامون وضعیت شعر و ادبیات لکی بیان کند. این شاعر نوپرداز کرمانشاهی در ابتدای صحبت هایش به ویژگی های فرهنگی این منطقه پرداخت و گفت: استان کرمانشاه شاید در زمینه های صنعتی معیارهای یک کلانشهر را نداشته باشد ولی به لحاظ فرهنگی یک کلانشهر واقعی است. کرمانشاه به عنوان بزرگترین شهر کردنشین دربرگیرنده چندین گویش کردی مانند "لکی"، "هورامی"، "کلهری"، "گورانی" و "جافی سورانی" بوده و گویشوران هر کدام از شاخه های زبان کردی در این استان حضور دارند. به عبارتی استان کرمانشاه یک مدل خوب از مناطق کردنشین است.
این شاعر مطرح و نام آشنا در ادامه به تشریح وضعیت گویش لکی پرداخت و افزود:  گویش لکی دارای ادبیات کلامی و غنایی است و "فولکلور" در آن به اثبات رسیده است. این ادبیات ویژگی های خاص خودش را داراست و حتی برجستگی هایی نیز نسبت به دیگر گویش ها دارد. همانگونه که "هوره" و "سیاچمانه"  به ترتیب در میان کلهر و هورامی روایی بسیاری دارد موسیقی "مور" نیز در میان لک ها بسیار برجسته است. ما نشانه هایی را در گویش لکی می بینیم که نوعی استقلال به آن می دهد و از همه مهم تر لکی یک دستور زبان پیشرو و منسجم دارد و حتی بخشی از دستور زبان سورانی منطبق با گویش لکی است و اگر ما افعال را بسنجیم می بینیم بسیاری از آن ها ریشه در گویش لکی دارند. این گویش به دلیل مجاورت با آئین یارستان در فرهنگ و ادبیات این آئین سهم دار بوده و بر اساس اسنادی که در دست داریم در طول سده های اخیر پا به پای گویش هورامی حضور داشته است. به عبارتی این گویش حتی حضوری پر رنگ تر نسبت به دیگر گویش ها داشته است.
الفتی در ادامه خاطرنشان کرد: در تمام دنیا هنگامی که یک گویش در کنار زبان رسمی یک کشور قرار می گیرد دچار آسیب های زیادی می شود زیرا پشتوانه های قوی سیاسی و ایدئولوژیکی در پس زبان رسمی بوده و گویش هایی که افراد کمتری با آن تکلم می کنند خود به خود به حاشیه می روند. این از جمله آفت های بزرگی است که  جدا از "لکی" حتی گویش های تاتی، طالشی، آذری و لری را هم گرفتار خویش کرده است.
این شاعر کردی سرا سپس افزود: طی سال های اخیر شاعران کلهر با انسجام بیشتری کار کرده اند در حالی که شاعران لک اینگونه نبوده اند. حتی بسیاری از کسانی که در گذشته فعال بوده اند طی سال های اخیر از فعالیت های ادبی کناره گرفته اند و یا اینکه کارهایشان نمودی ندارد. ادامه این وضعیت نگران کننده است. در قالب یک پروژه مهم دانشگاهی باید بررسی شود که چرا نسل جدید گویشواران لک اهمیت چندانی به فرهنگ و ادبیات خود نمی دهند. در این وضعیت اگر بر روی گویش لکی کار نشود، ادبیات لکی با خطر جدی از میان رفتن روبرو خواهد بود.

شاعران مطرح لک به گویش مادری خود اهمیت نمی دهند
سید آرمان حسینی آب باریکی که تاکنون تحقیقات زیادی را در حوزه گویش لکی انجام داده است نفر بعدی بود که رشته سخن را به دست گرفت و به آسیب شناسی شعر و ادبیات لکی پرداخت و گفت: یکی از دغدغه ها این است که ما هنوز نمی دانیم "لکی" گویش است یا زبان و باید به این موضوع به صورت جدی تر پرداخت. نکته دیگر اینکه رسم الخط کردی که هم اکنون متداول است 80 تا 90 درصد گویش های کردی را در بر می گیرد اما هنوز برخی مصوت ها مانند "ئو" (نزدیک به تلفظ) که مختص لکی است را نمی توانیم به نگارش در بیاوریم. با وجود همه اشتراکاتی که میان گویش لکی، هورامی و کلهری وجود دارد ولی هنوز ما در به نوشتار در آوردن گویش لکی دچار مشکلاتی هستیم که باید آن ها را برطرف نمود.
وی در ادامه به تنوع لهجه ها در میان گویش های لکی اشاره کرد و افزود: گویش لکی دارای لهجه های متنوعی است. ما در مناطق مختلف شاهد لهجه های مختلف لکی هستیم به عنوان نمونه گویش لک های ساکن منطقه صحنه و کنگاور با گویش لکی طوایف مختلف مهاجر از منطقه لرستان مانند ترکاشوند و کاکاوند تفاوت هایی با هم دارند. هر کدام از این لهجه ها نیز دارای فعالیت های ادبی مختص به خود هستند. گویشوران لک در منطقه الشتر طی سال های اخیر آثاری را منتشر کرده اند که البته بخش فابل توجهی از آن متعلق به ادبیات لری است. در هرسین هم برخی آثار منتشر شده که البته بیانگر یک ادبیات پویای لکی نیست. در صحنه و کنگاور هم من هنوز یک اثر مستقل در این زمینه ندیده ام.
حسینی ادامه داد: در کرمانشاه نیز هنوز با کارهای لکی مشکل دارند به عنوان نمونه من یک مجموعه در مورد ادبیات کودک با گویش لکی گردآوری کرده بودم که هیچ انتشاراتی حاضر به چاپ آن نبود. آن ها اصرار داشتند چند نمونه کلهری و گورانی در کنار آن گنجانده شود تا به عنوان کردی منطقه آن را بپذیرند. و نکته دیگر اینکه متأسفانه شاعران مطرح لک هم به گویش مادری خود اهمیت چندانی نمی دهند و اشعار کلهری برخی از آن ها قوی تر از اشعار لکی آن هاست.

شاعران لک انتشار آثار مکتوب را جدی بگیرند
علی کاکاوند چهارمین صاحب نظری بود که به بحث پیرامون شعر و ادبیات کردی پرداخت. وی ضمن تأکید بر پیوند عمیق فرهنگ و ادبیات لکی با دیگر مناطق کردنشین و فرهنگ و ادبیات غنی ایرانی، به تشریح وضعیت فرهنگی کشور پرداخت و گفت: من فرهنگ غالبی را در ایران نمی شناسم و معتقدم ایران مجموعه ای از فرهنگ هاست. مجموعه ای با اشتراکات بسیار که ما آن ها را فرهنگ های ایرانی می نامیم.
این شاعر نام آشنا در ادامه ضمن تأکید بر غنای بسیار بالای زبان کردی و گویش های مختلف آن اظهار داشت: دامنه واژه گان گویش لکی بسیارغنی و گسترده است. به عنوان نمونه هنگام ترجمه "اولیس" اثر جیم جویس دریافتم که ترجمه آن به لکی به مراتب آسان تر است و نیازی به هیچ پانوشتی هم ندارد، در حالیکه در ترجمه فارسی من برای توضیح برخی کلمات به پانوشت نیاز داشتم.
کاکاوند در ادامه به نقد برخی دیدگاه های نامطلوب رایج پرداخت و گفت: ما به زبان ها، گویش ها و لهجه ها به عنوان نژاد نگاه می کنیم و متأسفانه این دید در مورد لهجه ها و گویش های مختلف زبان کردی نیز رایج است در حالیکه صحبت کردن با یک زبان در هر جای دنیا نه افتخار است و نه ننگ. من وارد هر گروه گویشی و لهجه ای که شده ام برای اینکه اختلاف را به حداقل برسانم با لهجه و گویش آن ها صحبت کرده ام. از منظر دیگر موسیقی زنده ترین، پیشروترین و برجسته ترین وجه کردها است و "مور" لک ها هم دارای این ویژگی های بارز است اما همین موسیقی باستانی خیلی راحت به سخره گرفته می شود.
وی افزود: معتقدم ادبیات به نوعی دنباله رو فرهنگ است و یا لااقل این دو جدا از هم نیستند. ما با یک صفحه سفید فرهنگی روبرو نیستیم که بخواهیم هر چیزی را روی آن بنویسیم بلکه با صفحه ای موجه هستیم که ابتدا باید آن را سفید نمود و بعد شروع به نوشتن کرد.
کاکاوند در ادامه در پایان با اشاره به اهمیت وافر ادبیات مکتوب خاطر نشان کرد: معتقدم تاریخ شفاهی و ادبیات شفاهی کاربرد چندانی ندارد و یکی از کارآمدترین راه ها برای ماندگاری فرهنگ نشر و کتابت به رسم الخط کردی است، کاری که باید بیش از پیش توسط شاعران لک جدی گرفته شود.

ادامه دارد ...
گزارش: بهزاد خالوندی

نشر دوم كتاب كردي گيان/علي الفتي

گیان مجموعه شعر کردی علی الفتی
 
چاپ دوم  كتاب گيان به صورت صوتي منتشر گرديد
 
چاپ اول اين مجموعه در اردي بهشت۱۳۹۰ به اهتمام انتشارات باغ نی به چاپ رسیده است... 
علاقمندان مي توانند اين اثر را از كتابفروشي هاي معتبر استان كرمانشاه تهيه نمايند؛همچنين دوستاني كه دسترسي به كرمانشاه ياكتابفروشي ها ندارند مي توانند آدرس ايميل خود را براي اينجانب ارسال نموده تا جهت ايشان بصورت آپلود شده ارسال گردد.
                                                                                                      علي الفتي 

 

اين يادداشت در خبرگزاري كرد پرس منتشر شده است وقطعا براي نويسنده اهميت داشته است  كه با دقت و وسواس مواردي را درخصوص كتاب (گيان) متذكر شده اند. ضمن قدرداني از زحمات اين دوست بزرگوار مطلب را بي كم وكاست در اين وبلاگ منتشر مي كنم .

اما نكته اي برايم جالب بود چند وقت پيش دوست خوبي از جنوب يادداشتي بر بروي همين كتاب نوشته و دروبلاگش منتشر و پس از مدت كوتاهي حذف نمود. برايم خيلي عجيب به نظر مي رسيد. ظاهرا افرادي برايش پيام نوشته و از وي خواسته بودند كه اين مطلب راحذف نمايد ،ايشان نيز اجابت نمودند به هرحال نظر تمام دوستان چه مخالف چه موافق براي من قابل احترام است و چنين به نظر مي رسد كه ما در اين دور تازه درادبيات كردي  بيشتر از همه چيز به گفتماني صحيح نياز داريم تا رفتاري ادبي ايجاد شود وفارغ از هرگونه حاشيه اي  با استقلال راي وحفظ فرديت هاي خود دراين عرصه حضور داشته باشيم وسعي كنيم حواشي موجود را در نظراتمان دخيل ندهيم .

 


نگاهی به کتاب "گیان" اثر علی الفتی / فاطمه عبداللهی


"گیان"

در بین آثار معاصر کردی کاری در خور توجه است که امیدواریم بتواند پخته تر و مدرن تر گام بردارد.

 

خبرگزاری بین المللی کردپرس _ سرویس فرهنگ و هنر: هر انسانی در یک فرهنگ و با یک شرایط منحصر به فرد، ویژه ی جامعه ای که در آن کودکی اش را سپری کرده است نوع خاصی از تعلق خاطر، در او به وجود می آید. گاه این تعلق خاطر جز تربیت و حافظه ی کودکی به تعلیم و آینده ی فرد نیز بسط پیدا می کند و گاهی سر این رشته آنقدر دراز و پر تاب و گره می شود که سراسر وجود فرد را مسخر خود می کند. "محرم و نذری، ماه رمضان و سفره افطار و سحر، صدای شلیک توپ لحظه ی تحویل سال نو، بوی عود، صدای قل قل سماور، طعم قورمه سبزی و عطر حلوا و ..."، اینها همه در ناخودآگاه یا خودآگاه ما وجو د دارند و حضور آنها در هنر، احساسات را رقیق و عاطفه را برانگیخته می کند و لبخند ملیح آخرین آثار حضور این نوع تجربه ها است که معمولا برای هر ایرانی و کرد زبانی اتفاق افتاده است. مثلا حضور آنها در شعر عاطفه ی مخاطب را تحریک می کند.
 نوع بیان و گاه استفاده از اصطلاحات و کلماتی که در ناخودآگاه ما هستند و با تلنگری در صفحه ی اول ذهن مخاطب حضور پیدا می کنند و شیرین یا تلخ جزء گنجینه ی خاطرات ما هستند تاثیر عمیقی را بر جای می گذارند و ناخوداگاه بعضی ابیات یک شعر بر سر زبان عامه ی مردم متبلور می شود.
اما؛گاه همین سادگی و استفاده از نوستالوژی برای ایجاد حس و فضا می تواند به سطح و قدرت شعر صدمه وارد کند و شعر از روند اصلی خود منحرف بشود. سید علی صالحی بعد از یک دوره ی طولانی به این مطلب پی برد که شعر راحت سرودن است اما این راحت سرودن به معنی سطحی سرودن نیست. اخوان در مصاحبه های گوناگون عنوان می کند که شعر "زمستان" را تنها و تنها برای زمستان سروده است و آنقدر شعر لطیف و سرشار از مایه های شعر است که تا کنون تاویل های بسیاری از این شعر شده و خواهد شد.
شعر کردی به شدت در دام بیان و گفتار ساده ای که جدای از وزن و قافیه مایه ی شعری دیگری ندارد، افتاده است. شعر خوب همیشه مایه ی انبساط خاطر است و شعر بزرگانی چون "شاکه و خان منصور" و "غلامرضای ارکوازی" با وجود قدمت و شفاهی بودن به هیچ وجه سطحی نیست و مولفه های شعر و صنعات ادبی در آن بکار گرفته شده است و از این بابت غنای ویژه ای دارند.
با این مقدمه نسبتا طولانی اما لازم؛ به سراغ "گیان" سروده علی الفتی می روم:
پیوند زبان و اندیشه به ما کمک می کند؛ تجلیات ذهنی شاعر در بیان جهان بینی خودش در پرتو زبان شاعرانه مشخص و نمود پیدا کند. الفتی گاهی به این پیوند بهاء داده و گاه تنها از حضور زبان با بیان اصطلاحات و کلمات آشنا در ناخودآگاه مخاطب سود جسته و او را بیشتر از اینکه متفکر کند متاثر کرده است.
شعر(داخم ئه‌ڕائ یه‌ی شه‌و تره‌ک) حضور کلمه ی "که‌نگلاشنگ"
شعر (باخ بێ به‌ر)  حضور "تف له ئی چاره‌ی سیه‌ی داره‌یل بێ ئارد بکه‌م"
شعر (سائل خه‌ئر) حضور "ئیکه‌ش چیو کوورپه‌ی نوو چه‌وێ  له  بان  رانێ  نه‌یدنه‌م"
شعر (ساج نار) حضور "دی له که لور ده‌ر وه ده‌ر کافر که‌واو بوودن ئه‌ڕام"
شعر (په‌ریزایه) حضور"هه‌نا  ئه‌و خوه‌د  دی  هیوچ ئه‌ڕام  نه‌یشت"

استعاره به خاطر اقتصاد کلمه، عنصر خیال انگیزی، کشف و شهود و رندی جای تشبیه را گرفته و از مولفه های شعر امروز اینست که شاعران گاه استعاره را هم به حد نشانه رسانده و باعث غنای شعر می شوند اما تشبیه های ساده ای در "گیان" به کار گرفته شده است.
ئه‌سر چه‌و ئامان نیه‌ێ  وه  ده‌یشت گوناێ  وشکمان و؛ وه‌ختێ  وه میل  سرمه‌دان  سورمه‌ێ  شه‌وار  کیشیده  چه‌و   اما؛دیدگاه ویژه در نوع گزینش و چینش واژگان و اصطلاحات یکی از نقش های اساسی و قابل تامل "گیان" الفتی است:
شعر (ساج نار):

وه‌خت  چین ئاگر  گرم  ئه‌ر ت  نه‌که‌ی  لاوا له لیم/ مه‌یل وه بێ  ت  لیم بشیوێ  سه‌ر  له  ئی  ماوا  له لیم

از واژه هایی استفاده می کند که بتواند بار مفاهیم را بر دوش بکشند و حتی آنها را وسعت ببخشند ولی گاهی آنقدر شعر توصیفی و یک لایه می شود که باعث می شود نوسانی را از لحاظ ارزش گذاری از کل شعر های گیان به ذهن متبادر شود.
دوواره  چوپی  گردیده  چه‌نێ  هه‌لپه‌رگه  کردیده؟/ جوانی خوه‌د وه سه‌ر بردی  له ناو  سیور و ده‌زورانی

قافیه و ردیف باید در شعر هضم بشوند و از بدنه ی ساختاری و محتوایی اثر بیرون نزنند و این جز با صیقل خوردن ذهن و در جای خود نشستن کلمات، میسر نمی شود. گاهی به ذهن منتقل می شود که شاعر برای وزن پر کردم یا تاکیدی نا آزموده قافیه و ردیف را به شعر چسبانده است:
گیانه‌گه‌م  چرچوو  په‌ژاره‌ێ  هه‌ر  شه‌ویمن  وه خودا
ده‌س  له وژنی  تا وه‌ر  سوو  بێ  خه‌ویمن  وه خودا

شعر ( ورینه ئ مردن) با مطلع و موخر عاطفی و متفاوت در یک جریان، تحول را در میان تنه ی شعر نشان می دهد که جای تامل و خرسندی دارد:
مطلع: تن خودا ولم  بکه‌ن بیلن وه ته‌نیا  سه‌ر بکه‌م
بیلن  له ناو  باخ سه‌راو  لیوێ  وه ته‌نیا  ته‌ر بکه‌م
موخر: هاڵم  خه‌راوه  ده‌نگ  نه‌که  ئمشه‌و  وڕینه‌ی مردنه
تن خودا وڵم نه‌که‌ن  نه‌یلن  وه ته‌نیا  سه‌ر بکه‌م

توأمان امید و نامیدی زیباست. گاهی صورت حسرت بار و حضور کور سوی روشنی می تواند شعر را پویا و از حالت اغمای تسلسل کلمات و مفاهیم تک بعدی نجات بدهد. (شه‌ش ده‌ر) از نظر من شعر پویایی بود هر چند بسامد بالای کلمه ی "که‌لاوه" کمی سطح واژگانی و فضا را محدود کرده بود و مخاطب را از سطح شعر پا آنطرف تر نمی گذارد.

شعر های غنی با زبان محکم اما لطیف تاثیر گذار هستند و شعر (باخ بێ به‌ر) شعری قابل تامل و تحسین برانگیز است:
باخ بي به‌ر تا وه که‌ێ بایه‌م  ئه‌سپارد  بکه‌م
تا وه  که‌ێ وریاێ  پیوچ  دار  پوتارد  بکه‌م
حتی نوع ظریف تر شعر (وڕینه‌) که بررسی کردیم در این شعر پدیدار می شود:
بیت ‌آخر: باخه‌واني  وه‌خت  مردن  ئێ  وڕینه  کرد و مرد:
باخه‌گه‌م  که‌ێ  بوو  دوواره  یه‌ێ  ده‌ف  ئه‌سپارد  بکه‌م

آوردن تلمیح به شکل فیزیکی و معنوی که ما با ان برخورد داشته ایم چیزی به شعر اضافه نمی کند و شعر را در پله ی نخستین استفاده از یک صنعت ادبی که جزء مولفه های سنتی شعر است، بیرون نمی کشد:
پشت په‌ڕاو  شکانن وه‌ێ بیستون که‌نینه
دلخوه‌ش وه  هیور  شیرین  ئی بیستونه جیده

شعر ( شه‌رائ  مردن)  دارای محتوای فرا متنی و سنگین با بازی کودکانه و ظریفی است که این ترکیب ظریف و عمیق به بعضی از ابیات  این شعر جایگاه ویژه و ادبی بخشیده که زمزمه و تفکر در باره اش، خالی از لطف نخواهد بود.

در پایان و با یک نگاه کلی به نظر بنده الفتی در غزل نسبت به دوبیتی و مثنوی شاعرانه تر ظاهر می شود و با تمام محاسن و معایبی که بر این اثر وارد است و کارهای تازه و نو ‌آینده‌ی این شاعر خوب کردی سرا مکمل این نقطه نظرات خواهد شد باید اظهار کنم: این یادداشت بر طبق فراوانی و گستردگی شعر کلاسیک در ایران و مطالعه ی بنده بر آن اثار صورت گرفته و طبیعتا "گیان" در بین آثار معاصر کردی در خور توجه است و من به شخصه تورق و تامل بر این کتاب را برای خود و دوستانم تجویز می کنم. "گیان" یک حرکت است در شعر کردی که امیدواریم بتواند پخته تر و مدرن تر گام بردارد.