اين يادداشت در خبرگزاري كرد پرس منتشر شده است وقطعا براي نويسنده اهميت داشته است كه با دقت و وسواس مواردي را درخصوص كتاب (گيان) متذكر شده اند. ضمن قدرداني از زحمات اين دوست بزرگوار مطلب را بي كم وكاست در اين وبلاگ منتشر مي كنم .
اما نكته اي برايم جالب بود چند وقت پيش دوست خوبي از جنوب يادداشتي بر بروي همين كتاب نوشته و دروبلاگش منتشر و پس از مدت كوتاهي حذف نمود. برايم خيلي عجيب به نظر مي رسيد. ظاهرا افرادي برايش پيام نوشته و از وي خواسته بودند كه اين مطلب راحذف نمايد ،ايشان نيز اجابت نمودند به هرحال نظر تمام دوستان چه مخالف چه موافق براي من قابل احترام است و چنين به نظر مي رسد كه ما در اين دور تازه درادبيات كردي بيشتر از همه چيز به گفتماني صحيح نياز داريم تا رفتاري ادبي ايجاد شود وفارغ از هرگونه حاشيه اي با استقلال راي وحفظ فرديت هاي خود دراين عرصه حضور داشته باشيم وسعي كنيم حواشي موجود را در نظراتمان دخيل ندهيم .
نگاهی به کتاب "گیان" اثر علی الفتی / فاطمه عبداللهی
"گیان"
در بین آثار معاصر کردی کاری در خور توجه است که امیدواریم بتواند پخته تر و مدرن تر گام بردارد.
خبرگزاری بین المللی کردپرس _ سرویس فرهنگ و هنر: هر انسانی در یک فرهنگ و با یک شرایط منحصر به فرد، ویژه ی جامعه ای که در آن کودکی اش را سپری کرده است نوع خاصی از تعلق خاطر، در او به وجود می آید. گاه این تعلق خاطر جز تربیت و حافظه ی کودکی به تعلیم و آینده ی فرد نیز بسط پیدا می کند و گاهی سر این رشته آنقدر دراز و پر تاب و گره می شود که سراسر وجود فرد را مسخر خود می کند. "محرم و نذری، ماه رمضان و سفره افطار و سحر، صدای شلیک توپ لحظه ی تحویل سال نو، بوی عود، صدای قل قل سماور، طعم قورمه سبزی و عطر حلوا و ..."، اینها همه در ناخودآگاه یا خودآگاه ما وجو د دارند و حضور آنها در هنر، احساسات را رقیق و عاطفه را برانگیخته می کند و لبخند ملیح آخرین آثار حضور این نوع تجربه ها است که معمولا برای هر ایرانی و کرد زبانی اتفاق افتاده است. مثلا حضور آنها در شعر عاطفه ی مخاطب را تحریک می کند.
نوع بیان و گاه استفاده از اصطلاحات و کلماتی که در ناخودآگاه ما هستند و با تلنگری در صفحه ی اول ذهن مخاطب حضور پیدا می کنند و شیرین یا تلخ جزء گنجینه ی خاطرات ما هستند تاثیر عمیقی را بر جای می گذارند و ناخوداگاه بعضی ابیات یک شعر بر سر زبان عامه ی مردم متبلور می شود.
اما؛گاه همین سادگی و استفاده از نوستالوژی برای ایجاد حس و فضا می تواند به سطح و قدرت شعر صدمه وارد کند و شعر از روند اصلی خود منحرف بشود. سید علی صالحی بعد از یک دوره ی طولانی به این مطلب پی برد که شعر راحت سرودن است اما این راحت سرودن به معنی سطحی سرودن نیست. اخوان در مصاحبه های گوناگون عنوان می کند که شعر "زمستان" را تنها و تنها برای زمستان سروده است و آنقدر شعر لطیف و سرشار از مایه های شعر است که تا کنون تاویل های بسیاری از این شعر شده و خواهد شد.
شعر کردی به شدت در دام بیان و گفتار ساده ای که جدای از وزن و قافیه مایه ی شعری دیگری ندارد، افتاده است. شعر خوب همیشه مایه ی انبساط خاطر است و شعر بزرگانی چون "شاکه و خان منصور" و "غلامرضای ارکوازی" با وجود قدمت و شفاهی بودن به هیچ وجه سطحی نیست و مولفه های شعر و صنعات ادبی در آن بکار گرفته شده است و از این بابت غنای ویژه ای دارند.
با این مقدمه نسبتا طولانی اما لازم؛ به سراغ "گیان" سروده علی الفتی می روم:
پیوند زبان و اندیشه به ما کمک می کند؛ تجلیات ذهنی شاعر در بیان جهان بینی خودش در پرتو زبان شاعرانه مشخص و نمود پیدا کند. الفتی گاهی به این پیوند بهاء داده و گاه تنها از حضور زبان با بیان اصطلاحات و کلمات آشنا در ناخودآگاه مخاطب سود جسته و او را بیشتر از اینکه متفکر کند متاثر کرده است.
شعر(داخم ئهڕائ یهی شهو ترهک) حضور کلمه ی "کهنگلاشنگ"
شعر (باخ بێ بهر) حضور "تف له ئی چارهی سیهی دارهیل بێ ئارد بکهم"
شعر (سائل خهئر) حضور "ئیکهش چیو کوورپهی نوو چهوێ له بان رانێ نهیدنهم"
شعر (ساج نار) حضور "دی له که لور دهر وه دهر کافر کهواو بوودن ئهڕام"
شعر (پهریزایه) حضور"ههنا ئهو خوهد دی هیوچ ئهڕام نهیشت"
استعاره به خاطر اقتصاد کلمه، عنصر خیال انگیزی، کشف و شهود و رندی جای تشبیه را گرفته و از مولفه های شعر امروز اینست که شاعران گاه استعاره را هم به حد نشانه رسانده و باعث غنای شعر می شوند اما تشبیه های ساده ای در "گیان" به کار گرفته شده است.
ئهسر چهو ئامان نیهێ وه دهیشت گوناێ وشکمان و؛ وهختێ وه میل سرمهدان سورمهێ شهوار کیشیده چهو اما؛دیدگاه ویژه در نوع گزینش و چینش واژگان و اصطلاحات یکی از نقش های اساسی و قابل تامل "گیان" الفتی است:
شعر (ساج نار):
وهخت چین ئاگر گرم ئهر ت نهکهی لاوا له لیم/ مهیل وه بێ ت لیم بشیوێ سهر له ئی ماوا له لیم
از واژه هایی استفاده می کند که بتواند بار مفاهیم را بر دوش بکشند و حتی آنها را وسعت ببخشند ولی گاهی آنقدر شعر توصیفی و یک لایه می شود که باعث می شود نوسانی را از لحاظ ارزش گذاری از کل شعر های گیان به ذهن متبادر شود.
دوواره چوپی گردیده چهنێ ههلپهرگه کردیده؟/ جوانی خوهد وه سهر بردی له ناو سیور و دهزورانی
قافیه و ردیف باید در شعر هضم بشوند و از بدنه ی ساختاری و محتوایی اثر بیرون نزنند و این جز با صیقل خوردن ذهن و در جای خود نشستن کلمات، میسر نمی شود. گاهی به ذهن منتقل می شود که شاعر برای وزن پر کردم یا تاکیدی نا آزموده قافیه و ردیف را به شعر چسبانده است:
گیانهگهم چرچوو پهژارهێ ههر شهویمن وه خودا
دهس له وژنی تا وهر سوو بێ خهویمن وه خودا
شعر ( ورینه ئ مردن) با مطلع و موخر عاطفی و متفاوت در یک جریان، تحول را در میان تنه ی شعر نشان می دهد که جای تامل و خرسندی دارد:
مطلع: تن خودا ولم بکهن بیلن وه تهنیا سهر بکهم
بیلن له ناو باخ سهراو لیوێ وه تهنیا تهر بکهم
موخر: هاڵم خهراوه دهنگ نهکه ئمشهو وڕینهی مردنه
تن خودا وڵم نهکهن نهیلن وه تهنیا سهر بکهم
توأمان امید و نامیدی زیباست. گاهی صورت حسرت بار و حضور کور سوی روشنی می تواند شعر را پویا و از حالت اغمای تسلسل کلمات و مفاهیم تک بعدی نجات بدهد. (شهش دهر) از نظر من شعر پویایی بود هر چند بسامد بالای کلمه ی "کهلاوه" کمی سطح واژگانی و فضا را محدود کرده بود و مخاطب را از سطح شعر پا آنطرف تر نمی گذارد.
شعر های غنی با زبان محکم اما لطیف تاثیر گذار هستند و شعر (باخ بێ بهر) شعری قابل تامل و تحسین برانگیز است:
باخ بي بهر تا وه کهێ بایهم ئهسپارد بکهم
تا وه کهێ وریاێ پیوچ دار پوتارد بکهم
حتی نوع ظریف تر شعر (وڕینه) که بررسی کردیم در این شعر پدیدار می شود:
بیت آخر: باخهواني وهخت مردن ئێ وڕینه کرد و مرد:
باخهگهم کهێ بوو دوواره یهێ دهف ئهسپارد بکهم
آوردن تلمیح به شکل فیزیکی و معنوی که ما با ان برخورد داشته ایم چیزی به شعر اضافه نمی کند و شعر را در پله ی نخستین استفاده از یک صنعت ادبی که جزء مولفه های سنتی شعر است، بیرون نمی کشد:
پشت پهڕاو شکانن وهێ بیستون کهنینه
دلخوهش وه هیور شیرین ئی بیستونه جیده
شعر ( شهرائ مردن) دارای محتوای فرا متنی و سنگین با بازی کودکانه و ظریفی است که این ترکیب ظریف و عمیق به بعضی از ابیات این شعر جایگاه ویژه و ادبی بخشیده که زمزمه و تفکر در باره اش، خالی از لطف نخواهد بود.
در پایان و با یک نگاه کلی به نظر بنده الفتی در غزل نسبت به دوبیتی و مثنوی شاعرانه تر ظاهر می شود و با تمام محاسن و معایبی که بر این اثر وارد است و کارهای تازه و نو آیندهی این شاعر خوب کردی سرا مکمل این نقطه نظرات خواهد شد باید اظهار کنم: این یادداشت بر طبق فراوانی و گستردگی شعر کلاسیک در ایران و مطالعه ی بنده بر آن اثار صورت گرفته و طبیعتا "گیان" در بین آثار معاصر کردی در خور توجه است و من به شخصه تورق و تامل بر این کتاب را برای خود و دوستانم تجویز می کنم. "گیان" یک حرکت است در شعر کردی که امیدواریم بتواند پخته تر و مدرن تر گام بردارد.