پيشكه شي
پيشكهشييگ ئهرای سهجاد جههانفهرد
سهركهش
ئهگهر بمرم هه ت مینیی له سهر كهش
وههارهیل فهرهى دؤنیی له سهر كهش
ئهمانگ ههیف ئهرای ئهو روژهگ بای
نه من مینم نه ت مینیی له سهركهشپيشكهشييگ ئهرای سهجاد جههانفهرد
سهركهش
ئهگهر بمرم هه ت مینیی له سهر كهش
وههارهیل فهرهى دؤنیی له سهر كهش
ئهمانگ ههیف ئهرای ئهو روژهگ بای
نه من مینم نه ت مینیی له سهركهشسرد مي شود نيامدنت!
نگاهي به شعر ناهيد عرجوني
نوشته :علي الفتي/ اسفند91،بيستون
1
ناهيد عرجوني از آن دست شاعران كرد زباني است كه شعرش از جنبه هاي مختلفي قابل اهميت است او رفته رفته به جمع شاعران پيشكسوت وباتجربه شعر آوانگارد فارسي مي پيوندد. او به اتفاق ناهيد كبيري ،ثريا كهريزي،آفاق شوهاني،مريم هوله،آذركتابي و ... از معدود شاعران موفق كرد زباني هستند كه به زبان فارسي مي نويسند والبته كتاب اشتراكي مريم هوله وفرياد شيري به زبان كردي نيز مدنظر نويسنده مي باشد . عرجوني را درشعر فارسي بيشتر با اشعار پراكنده اش در مجلات مي شناسند و شعر معروف (خداي آشپزخانه ) او نمونه موفق وقابل قبولي براي معرفي او به شعر فارسي بود.
2
ناهيد عرجوني در شعرش سيري صعودي دارد ، بانگاهي اجمالي به كارنامه شعري او و اولين اثرش (اينجا منحني ها حرف مي زنند) متوجه مي شويم او به دور از رمانس نويسي و با توسل به فضاهاي عيني و واقعي زندگي سعي در ايجاد تصاوير شاعرانه دارد .نگاه انتقادي او ازآن كتاب آغاز مي شود وبا سوالاتي ذهني بربسياري از نگاههاي اقتدارگرايانه وتعصبات مي تازد. در شعر عرجوني آه وناله هاي مونث كمتر جلوه دارد وتنها در ارائه ي گلايه هاي انساني منهاي جنسيت خلاصه مي شود .زنانگي در اشعار او وسيع تر از سايرين است شعر او از كف آشپزخانه شروع مي شود تا مي رسد به قرصهايي آرام بخش درپايان روز وابتداي شب .شعر عرجوني شعري زنده وپوياست درآن حسرت گذشته،دشواري حال وترس آينده موجود است .شعر عرجوني محصول طبيعي زندگي عادي است . شاعر كردستاني ريشه اي وپايه اي باشعر برخورد مي كند و به تدريج تجارب وديدگاههاي خود را در شعر پياده مي كند :
كسي از شنبه ها يمان عكس نمي گيرد /از نگاه هاي شرقي مان در غروب اردوگاه /و زن هايي كه مي دانند وطن آواز مرده اي ست كه برنمي گردد! /ما شناسنامه هايمان را برداشته ايم /با ترس هايمان كه بزرگ ترند! /كسي از ما با چشم هاي بادامي اش گريه مي كند /كسي از ما با چشم هاي درشت /من با چشم هاي جنگ زده ام /پرت مي شوم به حاشيه ي خبرها /وفكر مي كنم شيمياي شده اند شعرهاي ام /وحنجره اي كه با آن بغض مي كنم /مرا به دريا بيا ندازيد /مي خواهم خوراك كوسه ها بشود صبوري ام/وتصويرهايي از حلبچه /كه خوراك روزنامه هاي وطنم شد! /حالا ما /به تمام زبان هاي زنده ي دنيا /گريه مي كنيم .... /مرا به دريا بياندازيد /مي خواهم با ماهي سياه كوچكي كه توي كودكي ام بود /حرف بزنم!
3
ناهيد عرجوني شاعري معناگراست ؟!
شعر عرجوني از مولفه هاي مشخص ومهمي برخورداراست.مرگ،جنگ،اعتراض اجتماعي،عشق ونوستالژي تشكيل دهنده اغلب اشعار اويند .اودر ايجاد معناهاي غير استعاري شاعري چيره دست است او به زباني ساده وگفتاري شعر مي نويسد جملاتي غافلگير كننده كه هركدام مي تواند تيتر مهم روزنامه اي باشد او درخيلي جاها شعري ژورنال دارد وخلاقيت اش را در خلق معنا مي بيند . نگارنده به عنوان يكي از منتقدين جريان ساده نويسي در شعر فارسي به خيلي از اشعار ساده ايراد گرفته ومي گيرم وساده نويسي را با سهل انگاري يكي نمي دانم به نظر من آن گروه افرادي ساده انديش ،رمانتيك وداراي درك ضعيفي از هنر وشعر مي باشند وضعفشان را در لواي نوشتن به زبان ساده پوشش مي دهند درصورتي كه زبان فارسي با تجربه هاي زبان سهل وممتنع غريبه نبوده واز روزگار سعدي تاكنون نيز اين تجربه ادامه دارد . شعر ناهيد عرجوني نمونه صحيح واستاندارد شعر سهل وممتنع در شعر امروز فارسي است ومي توان آن را در زمره شعر زنده وپوياي فارسي پنداشت:
دوچرخه را كه از تو گرفتند/ به جايش تفنگ دادندوپلاكي كه گم ات نكنند /عروسك را كه از من /به جايش زخم هايي كه خوب نمي شود /خوب نمي شوم/برايم توت فرنگي بياور /وسيزده سالگي /وقسم مي خورم كه دوستت دارم هايي را /كه نمي شكنم!/حالا تو روي آب مي خندي /روي شانزده سالگي ولب هايي كه شهيد شده اند/ وشهيد يعني كسي كه برنمي گردد!
جنگ در شعرفارسي بيشتر ادبيات مردسالارانه اي داشته ودارد وبا ارزش گذاريهاي كه از آن گرديده است هنوز نتوانسته است واقعيت طبيعي خود را نشان دهد دو طيف به شعر جنگ درايران پرداخته اند گروهي كه از جنگ به عنوان دفاع مقدس وگروه ديگرعليه آن ديدگاه اما در اين ميان شاعراني معدود خط سومي را ايجا نمودند كه مي توان به بعضي از اشعار بهزاد زرين پور در دهه هفتاد اشاره كرد اما با جرات مي توان گفت اشعار ناهيد عرجوني در حوزه جنگ در دهه هشتاد نوبر و متفاوت است مخصوصا كه شاعر آن زني باشد ديگر ميانسال كه تصاوير گذشته همچون فيلمي درمقابل ديدگانش پخش مي شود شعر زير را بخوانيد: جنگ تمام نشده است هنوز /همرزمانت كه مانده اند/بايد براي زنده ماندشان/عذر بياورند/از كوچه اي به نام تو /بايد/طوري عبور كنم كه مادرت/ دست هايم را نبيند/دردست دخترم
شعر مذكور نمونه بارزي از حادثه و تاثير منفي جنگ در جامعه ماست زني كه دراين شعر سخن مي گويد نمونه اي از زن جنگزده ايراني است كه تاثيرات آن را پس از چند دهه هرروز بيشتر دروجود خود مي بيند (جنگي كه تمام نشده است، همرزماني كه زنده مانده اند،كوچه اي با نام شهيدي كه مثل هرانساني ديگر زندگي خصوصي داشته است، مادرشهيدي كه تازنده است آزار مي بيندو زني كه بايد زندگي مي كرد و . . . به نظر من اشعار جنگي عرجوني اشعاري پيشنهاد دهنده و تحليل هايي جامعه شناختي را در خود نهفته دارند او به شعر جنگ درايران خدمت شاياني كرده است بواسطه زن بودن وبي طرف بودن اش.والبته دربين شاعران مرد شعر داريوش معمار در حوزه جنگ نيز متفاوت از سايرين بود.
4
زبان شعر ناهيد عرجوني
در زبان شعر ناهيد عرجوني برخلاف معنايش اتفاق مهمي روي نمي دهد واين مسئله مي تواند آسيبي جدي براي شعر او باشد زبان ومعنا مكمل همديگرند از خوانش اشعار عرجوني چنين برداشت مي شود كه پرداختن به مقوله زبان مي توانست كمك شاياني به شعرش نمايد .در خيلي جاها عرجوني جمله بندي هاي سست وافعال ضعيفي را درشعر جاي مي دهد واين مسئله مي تواند برگرفته از عدم ويرايش وبازخواني شاعر از اشعارش باشد هرچند كه او با اين سهل انگاري نيز توانسته است اشعار خوبي را به مخاطب ارائه دهد
به بهانه هاي كوچك هم شده /نام مراببر/به رهگذران بگو/هنوز نام اين خيابان ناهيد است/از بچه ها بپرس/بزرگترين رودخانه دنيا/بلند ترين نقطه ي جهان/نزديكترين ستاره به ماه/بگو كه ناهيد است/به بهانه هاي كوچك تر هم/نگذار ازدحام وخستگي وليست هاي خريد/مراازيادت ببرد.
منبع :روزنامه آرمان روابط عمومي