از صداهايي كه مرا مي شنوند
ميت در اسارت جن هاي محلي
رو به رها شدگان از چنگ روح
سگ هاي حوش با نوازش هاي ني
ساق جويده ي شمس را به تماشاتر
به تماشاي آب هاي پيچيده به مار
سرهاي جويده ي كبك هاي برف
به زانوان ترش زن قهوه اي
هلهله هاي پيراهني بلند
در باد مبارك
نه ! ديگر خسته ام از قدهاي بلند
از انحناي جملات احمد
از تنبور بيوه ي يوسف
وهر چه مي گفتيم از سوره ي يونس
همزاد ترانه هاي چاپ نشده ي كوچ
و. . . .
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 8:10 توسط علی الفتی
|