عظمت  رضا سید حسینی بودن؟!

روزگار غم انگیزی است شاید ما شاعران بیشترین اندوه را لمس می کنیم زیرا بزرگانمان با کوچ عظیم خود به ما چنین نوع سوگواری آموخته اند

عصر جمعه روز جهانی کارگر خسته وکوفته از سرپل ذهاب برگشته ام و تنها در این سرزمین آب وسنگ

یادش بخیر به سفارش دوستان پیشکسوت آن سالها مکتب های ادبی استاد را می خواندم و با امورات مهم ادبیات آشنا می شدم  وترجمه هایی مناسب که به زبان پارسی دری اهدا کرد

اما هرجا یا هروقت زنده یاد منوچهر آتشی را می دیدم یاد رضا سید حسینی می افتادم واو بود که اولین مجموعه شعر آتشی را چاپ کرد وبراستی چرا نسل ما چنین کارهایی را از یاد برده ایم

بهار ۸۴ نمایشگاه بین المللی کتاب آخرین بهار کتاب در محوطه نمایشگاه من وموسی بندری به دویار دبستانی آتشی و سید حسینی برخوردیم دو پیرمرد خسته بودند نشستند  آتشی از شب به یاد ماندنی بندر عباس گفت وبا ولع به سیگار ریز بهمن اش پک می زد  صورت آتشی کاملا زرد شده بود گفتم موسی آتشی امسال می میرد  گفت :نترس    ولی من ترسیده بودم 

تا اینکه آن سال آتشی تنها رفت ومن تنهایی استاد را بیشتر فهمیدم

ودر حقیقت چه نکوست اینگونه مرگ ومردنی  و خوشا او که خدمتی مهم به این قند پارسی که دیگر به بنگاله نمی رود نمود

یادش جاودان در شادروان زمان ویاد گذشتگان که چنین صادقانه خدمت نمودند بنیز