پوزش

آقاي حسني نيا معذرت مي خواهم!؟

 در ويژه نامه نوروز 89 ضميمه هفته نامه صداي آزادي وسايت بلوط مصاحبه اي توسط دوست گرامي سعيد رضايي سعيد با اينجانب صورت گرفت كه در خصوص مباحث شعر وداستان منطقه نظرات خود را بيان نمودم وچون بحث به صورت حضوري بود مرتكب اشتباهات فاحشي شدم واين مسئله موجب آزردگي تعدادي از  دوستان گرديده است  واين آزردگي كاملا به حق بوده و بيانگر ناآگاهي وكم دقتي از سوي من است

در اين ميان ودر بحث شعر كردي منطقه كرمانشاه شاعري چون محمد حسني نيا در دهه شصت اشعاري را در قالب آزاد وبه شكل صوتي منتشر نموده اند كه اينجانب تاكنون موفق به شنيدن آن نشده ام باتوجه به اينكه  در دهه هفتاد شعر كردي را شروع كرده ام و ارتباطي با پيشكسوتان شعر كردي در آن دوره را نداشته ام تنها دوستاني را مي شناختم كه آثار مكتوبشان را در كتابها وجرايد مطالعه مي كردم واين محدوديت ها اغلب موجب چنين خبط هايي از سوي من مي شود لذا در اين مجال رسما از شاعر پيشكسوت آقاي محمد حسني نيا عذر خواهي نموده واميدوارم ايشان مرا آمرزيده باشند

در هر صورت من چه كسي باشم كه بخواهم  خاطر  شاعر نازنين ومهرباني چون ايشان را آزرده نمايم ؟!

 

                                                                                          علي الفتي 29/2/۸۹

خبر -بدون شرح

گرمه شین برای بار سوم منتشر شد


گرمه شین مجموعه شعر کردی علی الفتی شاعر  نام آشنای سرپل ذهابی این بار به شکل فایل صوتی در اختیار علاقمندان به ادبیات و فرهنگ کردی قرار گرفت .این کتاب از جمله کتابهای پر مخاطبی است که با استقبال کم نظیر اهالی فرهنگ  مواجه شده است.
این بار علاقمندان می توانند صدای شاعر گرمه شین  با شعرهای دلنشینش بشنوند . گفتنی است که علی الفتی در گفتگو با خبرنگار صدای آزادی ضمن بیان این نکته از چاپ چهارم کتاب در آینده ِ نزدیک خبر داد . برای این شاعر خوب هم دیاری آرزوی توفیق می نماییم

منبع :سایت بلوط- هفته نامه صدای آزادی

سانه ناو

 مجموعه شعر (سانه ناو ) کار تازه ایست که سال گذشته مجوز گرفت  این کتاب دوزبانه (کردی به فارسی ) و ترجمه آن حاصل زحمت گروهی دوستان است امیدوارم مشکل مالی مانع چاپ این کتاب نشود من این کتاب را به دلایل زیادی دوست دارم

ئه‌وانه‌يل

 

له تماشاێ كام ئاوه‌و هاتن؟

ئه‌وانه گ ته‌نيا  ناوێان زانستيم

چه‌وه‌يلْ م دی بێ نزه‌و بؤنه و خاس نيه‌نووڕن

ئه‌وانه‌يليش نه پير بوون نه مرن

ئيمه نه باێه سه‌ر بناتايمه سه‌رێان

يه‌كێ‌گێان وه‌ت:

نه‌توواسم له‌ێوا وه پێ بكه‌م

ئه‌وه‌ڵ خاس نووڕستمه چه‌وه‌يلێه‌و

جفتێ كه‌مووته‌ر له ناوێان باڵه‌و گردن و چين

بێ هه‌ؤلا[1] دْ گوْله ته‌قانمه لێان

ئێكه‌ش

چايیگ ئه‌ڕاێ خوه‌م رشانم و

سيكارێ له بانێ كيشام و

چيم ئه‌ڕاێ تماشاێ ئاوه‌يلێ گ

تازه رشياؤنه ناو سيروان

  

 ترجمه:

 

ديگران

 

از تماشای كدام آب بر می‌گشتند

آنها كه تنها نامشان را می‌دانستيم

چشمهای من ديگر كم سو شده‌اند و خوب نمی‌بينند

آنها نه پير می‌شوند نه می‌ميرند

ما نبايد سر به سرشان می‌گذاشتيم

يكی از آنها گفت :

نمی‌خواستم اين اتفاق بيفتد

ابتدا خوب به چشمهايش نگاه كردم

يك جفت كبوتر در آنها پرواز كردند و رفتند

بي اختيار دوگلوله به سمتشان شليك كردم

بعد چايی برای خودم ريختم و

پشت بندش سيگاری گيراندم و

به تماشای آبهايی رفتم

كه تازه به سيروان سرازير شده بودند



[1]- بی اختیار، بدون تامل.