ريخ راخ
به بهانه ي چاپ مجموعه شعر چوپي چناران

اخيرا چاپ كتابهايي كردي در كرمانشاه صورت گرفته وتا آنجايي كه من اطلاع دارم محقق بزرگ كرد محمد علي سلطاني همچون گذشته روند حديقه سلطاني را جدي تر وبا كيفيت تر دنبال كرده و از سويي مجموعه شعر كيومرث عباسي قصري نيز منتشر شده است كه در فرصتي مناسب وبجا حتما نگاهي به آن دو اثر گرانبها هم خواهم داشت  يا همين كه ساده از كنار ادبيات وآثار دوستان رد نشويم خود نيمي از ادبيات است
شعر كردي كرماشاني  بعلت عدم كاربرد در خيلي جا ها از جمله نوشتار و . . . .  در فقر خاصي به سر مي برد اصولا گويشهايي كه در كنار زبان رسمي هر كشوري به كار مي روند با اين مشكل مواجه اند اينجاست كه كار عده اي خاص كه  گاها شاعر ونويسنده اند دشوار تر مي شود  بعنوان مثال مردم ما حتي در خواندن زبان مادري خود مشكل دارند واز سويي نمي توانند بنويسند واتوماتيك وار شكاف عمده اي در بين مخاطبين وعلاقمندان يك زبان يا گويش ايجاد مي شود  ودر گذشته نيز چنين بوده وادبيات كردي ما به سمت شفايي رفته و گويش كرماشاني نسبت به گويش هاي ديگر از فقر كميو كيفي عمده اي  برخوردار است  كه هميشه اهل ادبيات را با مشكل مواجهه كرده است و تنها عده اي خاص مي خوانند ومي نويسند بقيه اين افراد هم به شكل گوشي از زبان مادري خود كه گاها توام با موسيقي بوده يا در رسانه هاي ديداري و شنيداري بهره مي برند  البته بحث علت استفاده هم بماند براي بعد كه گاها براي ريشخند و برخوردي كاملا تفنني بوده است هر چند به ضرس قاطع نمي شود حكم صادر كرد زيراگاها دوستاني چون رضا موزوني- جليل آهنگرنژاد- اردشير كشاورز – خانم صنعتي- علي سهامي – يداله رحماني و0 0 0 در جعبه جادوي مك لوهان  وامواج راديويي  مانع از از حضور دلقك ها  شده اند دوستاني كه براي استهزا به زبان اجدادي ومادري خود پشت كردن وبراي شادباش ديگران از اين گويش مايه گذاشتند البته آن افراد هم آدم هاي توانايي نبودند و كم مايه بودند كه ازميان آنها بهمن قبادي ها و. . . بر نخاست  در اينجا متوجه مي شويم نوشتن به زباني كه با آن مي خنديم ومي گرييم وعاشق مي شويم چقدر دشوار است
در اين ميان نكته اي كه برايم بسيار جالب بود چاپ كتاب چوپي چناران اثر محمد حيدر است كه با طرح جلدي زيبا خوش نشسته است  كتاب را كه تورق مي كنم پايين هر شعر نام مكاني قيد شده است كه هيچ ارتباطي به شعر كردي ندارد پايان هر شعر از كرج بيشتر نوشته بود اين مرد بزرگ حتي در بيمارستان و در  بستر بيماري پس از سالها دوري از زاد بوم خود باز اصالت خود را حفظ نموده و شعرهاي كه گاها توام با حسرت و نوستالوژي است نگارش كرده است  چاپ اين كتاب باتمام كمبود امكانات ذهني وعدم  ديدار هميشه گي با الهامات بومي وفرسايش كلمات و رنگ باختن واژه هاي ناب كردي  باز نقطه عطفي در شعر ماست و دراين روزگار مي توان گفت به همت دوستان بزرگي همچون محمد حيدر است كه يك رديف از يك قفسه ي كتابخانه اي كتاب منتشر شده است   واين دريغ وافسوس بزرگي است براي ما كه چگونه شاهد ضعف زبا ن خود هستيم  محمد حيدر با چاپ اين كتاب صادقانه دل به شعر سپرده وبي هيچ ادعايي از جوار دماوند به پيچ هاي دل انگيز قلاجه سلام مي فرستد وياد خاطرات را در هر جاي دنيا كه باشد به دوش دارد او حتا ريخ هاي راخ را از ياد نبرده و سياليت و بي تكيه گاهي آنها را بياد مي آورد نكته جالب تر آن بهره گرفتن از اوزان هجايي است كه براي من بسيار اهميت دارد من هنوز به اين اعتقاد دارم كه شعر كردي بايد هجايي باشد چون پيش از زبان عربي و فارسي موزون بوده و از همين وزن بهره برده است  وبه او دست مريزاد مي گويم وبه او كه (باز پرواز سه حه ر گاهان) است درود مي فرستم        

 

 

 

 علي الفتي