سفر

 

(لطفا ازدرج اين شعر در هروبلاگ ياسايتي خودداري فرماييد)


بليط رفت وبي برگشت

 

آخرين اردي بهشت خوانيِ

كبك هاي نر

در واپسين  بهار دالاهو

چمدان را كه مي بندم

بغضي باز

 عكسي از بيست سالگي ات

لابلاي تذكره الاولياي عطار

فندكي يادگاري

از روزهاي زندان

اين همه دلتنگي

         برگزيده اي است براي غربت