شعري از كتاب در دست انتشار آهوان ملل
پدران
پدران!
اكنون شما فرصت بسياري براي زيستن داريد
ما فرزندان سالخورده
خسته از اين همه كوچهایم
كه براي گم شدن ما
راه به هم نشان ميدهند.
يا با اين نام جواني
که ناميراي سال وماه بودهايد
زيباتر از تمام شبها ببينيدمان
با شباهت به شبهاي زفاف
كه از شوق به خود مي باليدید
بر خطهاي اروسي اتاق.
وعروسِ جامانده از شب
برسه كنج اتاق
كودكي به كفايت نيافت
كه بو براونهد از نام ناميراي پدر
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 11:47 توسط علی الفتی
|