نيم‌نگاهي به مجموعه شعر «راخ» از علي الفتي/نشر نگيما
اين عريضه را، ابوالفضل بيهقي نوشته است !...
اكبر اكسير


* شعر امروز بالنده و با نشاط به دهه هشتاد رسيده است. آن هم غربال به دست هنوز از تهران خبري گزارش نشده است. انگار وباي سكوت، مزارع شعر تهران را قرق كرده است. به گزارش اداره بهداشت، در اين چهار و پنج سال هم اگر صدايي بود صداي شعر شهرستان بوده با شاعران جواني كه سرفراز از دهه هفتاد گذشته و در آستانه دهه هشتاد به انتشار صداي سبز خود برخاسته‌اند. دهه هفتاد و شعر شهرستان،‌شعر مقدر ايران سر زنده و شوخناك پيش مي‌تازد تا اين گفته دوست شاعرم داوود ملك‌زاده را ثابت كند: تهران براي شعر شدن، شهر كوچكي است!...

* كتاب كوچك شعري از شاعر خوشفكر كرمانشاهي «علي الفتي» توسط فرياد شيري عزيز به دستم رسيد كه ديدم بي‌انصافي است اگر حركت‌هاي اصيل و اصولي اين رعناي شعر امروز را ناديده بگيرم. شاعر جواني كه عطر شعر فرانو را در غرب كشور جاري ساخته. در همان جغرافيايي كه به شهادت تاريخ ادبي رشد بي‌سابقه غزل و رباعي، مجالي براي خودنمايي شعر شريف امروز نداده است. علي الفتي با 31 شعر نسبتاً كوتاه در 55 صفحه ناقابل به اندازه ديوان تمام شاعران غرب كشور، دين خود را به شعر جوان ايران ادا كرده است با شعرهايي كه هوش از سرت مي‌ربايند و خواب از چشمانت مي‌گيرند.

او نماينده نسل آتش است و خوب مي‌داند چگونه آتش برجانت بيندازد و به تماشاي سوختنت بنشيند: دوست من / روزي كه تو را به خاك سپرديم / شهرداري با كارگران زرد موقتش / نرده‌هاي خيابان 80 را نقاشي مي‌كرد / كاميون‌ها هنوز از كمربندي‌ها عبور مي‌كنند...(ص 34)

*شعرهاي اين دفتر اغلب ويژگي‌هاي فرانو را در بردارند: ساده‌اند و به زبان آدميزاد حرف مي‌زنند، عيني و ملموس‌اند، طنزي گزنده دارند، از مهندسي كلمه و چينش هوشمندانه برخوردارند، آشنا با مولفه‌هاي شعر روز دنيا و اغلب با پاياني غيرمترقبه كه غافلگيرت مي‌كنند و ...

علي الفتي با درد الفتي ديرينه دارد به گواهي شعرهاي اين دفتر كه سياه‌پوش انسان معاصر است. اين متولد 56 ما با آنكه جوان است، اما عطر و بوي پيران دلسوخته را دارد. كرامات او در لابلاي اين دفتر لاغر، ديدني است. انگار او زاده و پرورده درد است. او انسان ديجيتالي عصر آهن و سيمان و رايانه است. با روحي ايلياتي كه در لاي ترافيك شعر گير كرده است!

با تمام جوان‌سالي آئينه صادق روزگار ماست. در شعر به زباني رسيده بايسته و آزانگيز ... كاين هنوز از نتايج سحر است...؛ با آنكه در عرصه شعر امروز كرمانشاه تنهاست، اما پاسدار صادق شعر شريف ماست او با مجوعه «راخ» پا بر ستيغ قله شعر امروز كرمانشاه و ايران گذاشته تا همچون دوستان قدرش: فرياد شيري، فرهاد گوران، الياسي و ... شعر جوان ما را به ضيافت خورشيد ببرد و سرماي درون ملتي كهنسال را به واگويه نشيند.

او جوان است و هوز فرصت دارد تا در شعر نجيبش به اعجاز ايجاز برسد. كوتاه‌نويسي را در عصر ديجيتال رعايت كند، از قيد ضمير دوم شخص مزاحم مفرد و مونث مفلوك(!) رها بشود، و به آزادي كلام و كلمه برسد. او مي‌تواند نماينده قابل اعتماد شعر فرانو ايران باشد.

او عارف‌ترين شاعر جوان ماست، اگر فقط به شعر بپردازد و در خلوت عارفانه خود باشد و از هياهوي بازار مسگران و حاشيه‌هاي زرد محافل دور شود و از شعارهاي پيش پا افتاده، از ادا و اطوار جوانان خياباني بنگاه‌هاي طلاق ـ ازدواج كانون‌هاي به اصطلاح شعر بگريزد و با انگشت‌هاي جسارت و تجربه بر مدارشعر امروز بچرخد و بنويسد آنچه را كه زبان شعر تا ديروز قادر به نوشتن آن نبوده است. و اگر چنين نباشد شايسته است بگوييم: آه اي ميرداماد ناقص!/ همان به كه بي‌‌انگشت باشي(ص 18)

در خاتمه لازم به ذكر است كه: اين عريضه را ابوالفضل بيهقي نوشته است/ دور از چشم مسعود (ص 10)

codex17x

page30