درپاسخ به بعضي سوالات . شبهات .واعتراضات دوستان ونقد آقاي اكبر اكسير

 

 درضميمه شماره 24287 مورخه 28/6/87  روزنامه اطلاعات  مطلبي  از دوست گرامي جناب آقاي اكبراكسير در خصوص كتاب دوم من (راخ) درج شده بود  كه مراتب قدرداني خود را ازايشان اعلام مي دارم  .جناب اكسير نظر خودشان را اعلام كرده اند وكتابي كه به دستشان رسيده است را از زاويه ي ديد خود مورد بررسي داده اند واين حق طبيعي مخاطب است مخصوصا مخاطب هم شاعري پيشكسوت وداراي نگرشي خاص در شعر امروز است و امكان اين كه به كام بعضي از دوستان اين نوع نوشتن سازگار نباشد هم كاملا طبيعي است /قضاوت درباره شعر وشاعري براي من كار ساده اي نيست  من به همه احترام مي گزارم واين اصل همزيستي  مسالمت آميز  را هم قبول ندارم من شاعر مستقلي هستم ومستقل بودن شعر امروز ايران را با خودم جدا دانسته وواقعا به شعر فكر مي كنم تا آنجا كه يادم هست به نظر همه احترام گذاشته و زير بيرق كسي هم سينه نزده و نخواهم زد وبماند كه چه حرفهايي پشت سرم ساري وجاريست /جهت تنوير افكار بعضي از دوستان عزيز كه شكي در شاعر بودن ونيت پاكشان ندارم ذكر چند نكته را الزامي مي دانم :

1-    كتاب راخ در سالهاي 80و81 نوشته شده و زباني طنز داشته اما كتاب طنز نيست واگر دوستان دقت كرده باشند شعري با شرايط بومي دارد كه گاها مرز بين ژورنال نويسي وعميق نويسي از هم مي پاشد

2-    دوستان اگر بيانيه اي كه بچه هاي آستارا صادر كرده اند را بخوانند متوجه مي شويم كه آنها نمونه هايي از بسياري از شاعران دهه 40 به بعد را به عنوان نمونه شعر فرانو آورده اند وريشه شعرشان را به گذشته پيوند مي دهند ولشكري از نام شاعران را منتشر كرده اند كه گاها تعجب برانگيز است وبسيار جالب  پس نتيجه مي گيريم فرانو حرف تازه اي نيست واگر هم اكنون چيزي غير از اين بگويند با حرف گذشته شان تناقض دارد

3-    من فرانو را يك جريان شعر پذيري مي دانم به اين عبارت كه دوستان آستارايي ويژگيهايي از شعر امروز را مدنظر داشته وسهم خود از يك كتاب را بررسي مي كنند مانند: طنز نويسي.كوتاه نويسي .ديجيتال نويسي.كنايه نويسي .وكمي هم بازي زباني  پس فرانو حرف تازه اي نيست وعجيب وغريب  هم نيست

4-    دهه 80 دهه ايست كه بسياري از مرزهاي جغرافيايي را درهم نورديده مهمترين ويژگي اش اين است وتا آنجا كه من ودوستان در جريان هستيم بيش از 50 نفر جدي مينويسند وطبيعي است كه شهر آستارا هم سهمي داشته باشد ولي اينكه شعر دهه 80 از آستارا صادر شده باشد ادعاي درستي نمي تواند باشد

5-    هر شاعري در دوره نوشتن خود طنز را به عنوان يكي از عناصر شعر خود استفاده مي كند منتها بعضي پياز داغ اش را بيشتر مي كنند .اكسير هم دوست دارد اينگونه بنويسد وبنويسد .بعدا تاريخ در مورد همه ما قضاوت خواهد كرد

6-    درپايان اعلام مي كنم من شاعري هستم كه واقعا خودم هم نمي دانم كي هستم وچگونه مي نويسم ولي نوشتن حكم نان شب برايم دارد و تا آنجا كه به نظرم مي رسد با هيچ كدام از تعاريف وتعابير شعر امروز ايران سازگاري نداشته وسرگرم نوشتن بخش هايي از تاريكي ذهن ام هستم

 

ويادش به خير بزرگي گفته بود :باحرفي كه مي زني كاملا مخالفم ولي حاضرم جانم را بدهم تا تو حرفت رابزني