هیچ
چند روزی به بطالت عمر در طلب دانشگاه ونهایت رتبه نچندان دلچسب و دگر هیچ
اما در این میان اتفاق مرگ دوست شاعرم ساجده کشمیری شاعر خوب بندرعباسی در کوه دماوند و اندوهی که باید با دوستان شاعر درمیان می گذاشتم
وبه هرحال مرا کاری با هیچ مقوله ای نیست یعنی مجالی وعمری که به سریع می گذرد را فقط بالیاقت شعر وادب می توانم سپری کنم حوصله خیلی از دوستان صمیمی را هم ندارم
وبعد بالاخره تا چند روز دیگر مجموعه شعر هوای هرات منتشر می شود ناشر گفت طرح جلدش چاپ شده است ولی حسین فاضلی به تنبلی معروف ومشهور شده است
واما مجموعه شهر کردی من (سانه ناو) هم که فریاد شیری آن را به فارسی ترجمه کرده است نیز در گرداب ممیزی مجدد وزارت ارشاد گیر افتاده وچیزی که این روزها برای ارشاد مهم نیست ادبیات است
دوستان ببخشید کم می آیم بلاگفا هم فیلتر شده یا لااقل جایی که من هستم کانکت نمی شود
بزودی می آیم وباز داغ شعر می شوم
واما این دوبیت از نیما و دلتنگی روزهای آخر عمر او
می میرم صدبار پس مرگ تنم
می گرید باز هم تنم در کفنم
زآن رو که دگر روی تو نتوانم دید
ای مهوش من .ای وطنم .ای وطنم