هوای هرات صاف شد
سلام
بالاخره کتاب هوای هرات منتشر شده و سرگرم صحافی است حالا کی ترخیص میشه خدا می دانه به هر حال باید من نیز از منتظران باشم
واین هم شعری از کتاب بیچاره
هواي هرات
تابستان ها را در هرات ياد گرفتم
و گيسوان هرزم را در آسياب
قواعد دستوري زبانم را كه مي جوم
فرياد مي كشم از لذت لقمه اي در آخرين گلو
مشتم بزن به اين فك اضافه
پاييز تلخي لبهاي بادام بود و
در چيدن ميزهاي يك نفره مهارت داشت
هميشه در تريا آهنگ هاي رفتن پخش ميكرد و
در مراسم تدفين مسافران حضور داشت
اواخر هرات شهر هرت شده بود
با تابستان از روزن سوزني گذشتيم
به ميزهاي گذشته
در تدفين پاييز در بي آهنگي
پاییز ۸۴ کرمانشاه
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 14:51 توسط علی الفتی
|