بدون شرح
ده مجموعه شعر به انتخاب علي باباچاهي!؟
منبع روزنامه شرق شماره 1112يكشنبه مورخ 23آبان 89
اين مجموعه شعرها را از نسل جواني انتخاب كردهام كه غيرجوانترين آنها شيوا ارسطويي و پگاه احمدي است. راستش اين يك انتخاب انتقادي يا پژوهشي و حتي نسبتاً دقيق هم نيست. در واقع اين كتابها به دنبال من راه افتادهاند و به تعبيري آنها مرا انتخاب كردهاند.
بعضيهايشان چهره برافروختهاند در مقطعي (در دهه 70) و بعد گويا گم شدهاند
مثل مجموعه شعر «گُم» شيوا ارسطويي كه در آغاز از آيندهاي اميدواركننده در زمينه شعر خبر ميداد. ارسطويي در بحران طرح گزارههاي تئوريك، آشناييزدايي را به سمت متفاوتنويسي قابل درنگي سوق داد. زبان شعر اين مجموعه از درك وضعيت ديگر جهان و زباني نسبتاً جديد برآمده بود. خوش درخشيد...؟ نميدانم!
«اين روزهايم گلو است» اسم يكي از مجموعه شعرهاي پگاه احمدي است كه به گمان من شاعري حرفهاي و هميشه در صحنه است. آنچه در اين مجموعه نظر مرا به خود جلب كرده است شعري است به اسم «تحشيه بر ديوار خانگي» با فضايي چندمركزيتي و با روايتهاي غيرموازي.
زبان اين شعر نه در نحوستيزي افراط ميكند و نه بيرويه به حذف افعال و جملهها ميپردازد. اين شاعر تفاوت بين بازيهاي زباني را با كج و كولهنويسي به خوبي ميداند. احمدي در اين مجموعه جسارتورزيهاي شعر دهه 70 را زير نظر داشته و با عبور از آن زباني نيرومند را از آن خود كرده است. آثار پگاه احمدي سزاوار نقدي جدي است.
«راخ» مجموعه شعر علي الفتي است. طنز يكي از مشخصات اين مجموعه است، با زباني كه از عهده اجراي آن كم و بيش برآمده است. اين مجموعه شعر از دايره واژگان نسبتاً خوبي برخوردار است. رندي را از رندان شعر امروز ايران آموخته، اما مديون هيچكسي نيست. «هواي هرات» اسم كتاب بعدي اين شاعر است كه به قصد عبور از كتاب اولش خود را به دستاندازهاي غيرلازمي انداخته است.
موسي بندري صاحب چند مجموعه شعر است. «فعلهايي كه در غياب تو صرف ميشوند» يكي از آنهاست. موسي از زباني شوخ و شنگ برخوردار است. او مدام جايگاه تثبيتشده آحاد و اشيا را در شعرش عوض ميكند. فرضاً دريا و بازيكنان فوتبال و باباي مدرسه و... را پشت يك ميز مينشاند. او با درك روزمرگيهاي زندگي شعرش را از روزمرگي هنري (رايج و متداول) نجات ميدهد.
«اتاقي كه لزوماً مركز جهان نيست»، صاحب اين دفتر كه دفترهاي شعر ديگري هم چاپ كرده محمدحسن مرتجا است. پيش از اين زيادي «مثلهمثله» مينوشت، حاليا آن تجربهها را دروني زبان شعر خود كرده است؛ زباني كه با مراقبت از تضادها و تقابلها، نظم ثابت آنها را برهم ميزند تا اجراي زباني موفقي را به نمايش بگذارد.
«مرا گنجشك توي چشم بگير» مجموعه شعر كمحجمي است از محمد ذوالفقاري. شعرها ظاهراً از زباني ساده برخوردارند؛ سادگي سرمستيآوري كه به رندي و طنز تمايل دارد.
«مرثيه براي درختي كه به پهلو افتاده است» كاري است از غلامرضا بوروسان. اين شاعر كتاب ديگري هم دارد. گيرايي، چيزي كه اين روزها جايش در خيلي از مجموعه شعرها خالي است محوريت اين كتاب را تشكيل ميدهد. اما گيرايي پديدهاي مجزا از شعر نيست. با اين حساب شاعر بايد حساب و كتاب واژه، واژه شعرش را داشته باشد تا اجرايي از شعر به دست دهد كه حاصل آن گيرايي مورد اشاره من است. چرايي دلبستگيام به شعرهاي اين مجموعه چندان برايم مشخص نيست. اين عدم تشخيص و وسواس آيا خود نوعي تشخيص و داوري محسوب نميشود؟
«دازاين» اسم كتاب شعر مهتاب رشيديان است. «ديوار اورشليم» يكي از شعرهاي چندآوايي و در عين حال وهمآلود اين كتاب است. سطرهاي اين شعر ظاهراً فاقد ارتباطند. خواننده اما راز گسستگي اين شعر را وقتي درمييابد كه پي ببرد هر سطر يا هر چند سطر از زبان فردي خاص شنيده ميشود.
محمدرضا عربيارمحمدي، اين اسم را براي نخستين بار ميبينم، آن هم بر جلد كتابي كه «وقتي من نيستم...» نام دارد. كنار حدود 17 شعر اين كتاب علامت زدهام كه يعني برايم دلپذيرند. ممكن است دقايق زباني اين شعر مرا به خود جلب كرده باشد: ممكن است همين حالا اتفاق عجيبي بيفتد/ مثلاً مردي بارانياش را دربياورد و باران بند بيايد...
شهين خسرويراد شاعري پركار و بيسر و صداست و صاحب چند مجموعه شعر. «همين كه است» يكي از كتابهاي اوست.
در وهله نخست به نظر ميرسد شعرهاي اين كتاب به شكلي افراطي ساده است اما در واقع اين طور نيست. اتفاقهاي كمينكرده در سطرها و بندهاي شعر از رازآميزي هولناكي خبر ميدهد. هول و ترسي كه گاه كميك به نظر ميرسند.