هوای دی ماه و ادامه ی تو
مجموعه شعری را به انتشارات نگاه داده ام که شعری از آن را می خوانیم
ياد
اگرچه
نيلوفرهايي كه به آب رسيده بودند
اينگونه بيان نمي كردند
اما از صورت آب پيداست
كه پايان روزهاي گذشته است
دوباره برف مي بارد
من پوزه يابويي
كه او برآن سوار شده است را مي گيرم
نگاهش مي كنم
:گيسو بريده اين همه سال كجا بوده اي ؟
بعد از قوطي سيگار
نخي دست پيچ در مي آورم
هواي ابري
ارواح مردگان را به ياد من مي آورد
برف مزيد برياد مي شود
تمام يابو را به ستوني می پيچم
براي نرفتن دوباره ي او
برف یاد را حشري مي كند
برف مارس
يا شليطه تنگ مي پوشد
يا دامن ماهي
رواست اگردر اين هواي تو
سنگ نيز بميرد
در چهره ي پير من نيز
يابو ستودني ست
زمستان ۸۸
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی ۱۳۸۹ ساعت 12:28 توسط علی الفتی
|