علي الفتي
1
اكبر رضايي شاعر منظم وباسوادي است وتسلط خاصي بر زبان كردي دارد مهارتي كه به اين شدت دروجود خيلي از شاعران كرد نيست اين چند جمله را از خوانش دومجموعه شعر(ئاخين) و(زهلان) دريافت كردم
2
،دومجموعه متفاوت با دوساختار متفاوت ،ئاخين سروده هايي با بازآفريني لحن هاي فولكلور ومعاني مختلف بومي است كه گرد فراموشي برآن نشسته بود
ئاخين آخرين اسناد لحن وگفتار ادبي زبان فاخر كردي در كرمانشاه است كه شاعري با درونيات وتجربه ي زيستي ودانشي خود كه دستي درتاريخ دارد به سرودنش پرداخته است ادبيات غنايي ادبياتي بي تاريخ مصرف وگذشته از الگوريتم هاي تاريخي وزماني است ونياز به تمجيد وتنبيه احدي ندارد اكبررضايي باچيره گي محض وكاربرد لحن هاي مختلفي مجموعه رنگارنگي را خلق نمود واز وزن هجايي ظرافت خاصي را به نمايش گذاشت او تاريخ واژگاني سرزميني را همچون معماري در چينشي شاعرانه گنجانده است واژگاني كه تقدير مجال حضور در كتابت وادبيات به آنها نداد وهمچون بسياري از انگاره هاي اين سرزمين برآنها غبار فراموشي نشست اما او به دنبال ختم شعر خود دراين مجموعه نبوده است اكبر رضايي همچون سايرين از ادبيات فاخر وگذشته خود كه هويتش شفاهياتي متزلزل است غافل نماد ودين خود را چنين ادا نمود
3
چاپ مجموعه زلان سندي آشكار براي اثبات موارد فوق الذكر است وچسب پانسماني است بردهان پاره ي آنها كه جاهلانه به ادبيات غنايي اين سرزمين انگ تحجر وسنتي بودن را مي چسبانند اگر كمي صبر مي كردند بيشتر ياد مي گرفتند واين ندامت امروزي ادبي گريبانگيرشان نمي شد اكبر رضايي در مجموعه شعر (زهلان) گفتمان متفاوتي در شعر كردي ارائه داده است زبان اشعار اين مجموعه به حدي ساده وروانند كه جاي شك وتعجب است كه چگونه شاعري كه ئاخيين را سروده است اينچنين زيبا تغيير لحن داده ومقلد هيچ كس نيست او با دقت تمام ريزترين موارد شعر را به كارگرفته خلاقيت خود را در حوزه زبان ومعنا به نمايش مي گذارد طنز زيبايي كه در اغلب اشعار نهفته است رنگ وبوي خاصي به اين مجموعه داده است وقتي مخاطب شعر هركول يا همان الهه قدرت را در صفحه 34 مي خواند متوجه مي شود كه رضايي چگونه از اساطير مندرس شده وبه پايان رسيده نگاه تازه وشاعرانه اي را خلق كرده است وبه هرزباني مي تواند باشد و نمي توان صرفا با ويژگيهاي زبان كردي آن را بررسي نمود شعر هركول نمونه اي مناسب براي سنجش اين مجموعه است هرچند مي شود به سادگي بيش از حد زبان اين شعر كه دامن به محاوره مي زند اشاره كرد وبه سادگي از كنار آن نگذشت يا ساختار نحوي ونوشتار سطربندي ها مي توانست بهتر از اين باشد يا شعر( ديرووك- صفحه 32 ) باز لحن محاوره اي با روش هاي منولوگي يا همان تك گفتاري است درمجموع اين مجموعه شعر زبان سالم ويك دستي دارد ولي در معاني خلق شده اش تفاوتهاي بسياري است شعر صفحه 46 اعتراف وجسارتي مردسالارانه را دارد كه از جنبه هاي روانشناختي مي تواند مورد بررسي واقع شود يا باور نهفته اي كه در شعر ص 72 مشهود است نگاهي بومي شاعر را با اعتقادات ديرينه ي سرزميني آميخته است البته اين شعر از لحاظ زباني روايت زيبا وحساسي دارد اكبر رضايي شكل جديدي از شعر كردي دركرمانشاه را رائه داده است او با تجربه وآموخته هاي ادبي خود باشعر حرفهايش را مي زند شاعري كه كمتر درجلسه اي ،روزنامه اي ،يا هرمقوله ي ديگر حضور دارد ومسيري فردي را براي ادبيات خود پايه گذاري نموده است با هم دو شعر از اين مجموعه را مي خوانيم
هركوول(ص34) :داخم/ئي ئاخر شهره/له بيستؤن/نووريده چوهوه /دهقه دهقه ي داريووش/ دهيدهو/يا دلي ئهرا كرماشان تهنگه/چماني چهوكرديهسه سهراوهگهوه و/ديانا وه لوهت/ئهراي مهله كهي/هاتي ههناس سهرد ئهلالي/ئهراي تهنياي خوهي /نيهزانم /هاتي ناسزا كردؤ/خودا كرديهسهي كوچگي/
/سه رمليه(ص72) ماره پيهو داييگ/له سهرمليه/وه دهم ژانهو /هه جهر خوهي دا/وه بي فريارهس/وه ت:داخم ئهراي بوورسواريگ!!!
4
آينده زيباست